سلام.
صحبت در مورد این موضوعات، واقعا صحبت بدیهیات است. مانند این که بگویی، خوردن آب برای زنده ماندن بسیار مهم است، نفس کشیدن برای زنده ماندن بسیار حیاتی و مهم است. اما برای آنهایی که همین بدیهیات را نمیدانند و گمان میکنند هر شخصی هم که این حرفها را میزند، دشمن است و باید اعدام شود. مدتی کامنتهای این رسانههای مبتنی بر وب را میخواندم و متوجه شدم که واقعا باید برخی را به گاری ببندند. طرف درخواست کرده بود که هر کسی اینترنت میخواهد را اعدام کنند، چون جاسوس اسراییل است، و شخصی در پاسخ کامنت نوشته بود که همه برای درآوردن نان بازو به اینترنت نیاز دارند و مثل شما جیره ندارند. از این دعواهای عجیب و غریب بگذریم، چرا آزاد بودن اینرتنت مهم است. این پست را به ادبیاتی نوشتم که برای تمامی افراد قابل فهم و منطق باشد. لطفا برای مشاهده این نوشته به ادامه مطلب بروید.
اول از همه، علاقهای نداشتم که در مورد این موضوع صحبت کنم. چون علی (ع) میفرماید که در دوران فتنه سکوت کن! اما واقعا نیاز است که صحبت کنیم. و من نیز تصمیم گرفتم که در مورد این موضوع، با هرکسی که شاید میخواهد کمی فکر کند، صحبت کنم.
کسب و کار
۰۰|||۰ وجود اینترنت، برای کسبوکارها بسیار مهم است. برای درآمد دولت هم مهم است. به طور مثال شما یک فروشگاه آنلاین را در نظر بگیرید که مشغول فروش در اینستاگرام است. واریز وجه یک درآمد برای دولت دارد(کارمزد بانک)، کسب درآمد آن فروشگاه، برای دولت درآمد دارد (مالیات درآمد)، شخصی که پرداخت میکند برای دولت درآمد دارد(مالیات ارزش افزوده)، حمل و نقل برای دولت درآمد دارد (شرکت پست و پرداخت حقوق و مالیات بر حقوق) و این را گسترش بدهید به کلی شرکت و غیره که اکنون با بسته شدن اینترنت، عملا ایست کردند و با فروش طلا حقوق کارمندان را میدهند. وقتی این وضع ادامه پیدا کند، تعدیل نیرو رخ میدهد و تعداد بیکاران زیاد میشود. اگر این دوستان ارزشی یک دست بازی جنگهای صلیبی را بازی کنند، متوجه میشوند که وقتی نارضایتی زیاد شود، امنیت قلعه به خطر میافتد.بسته بودن اینترنت، به کسب و کارها آسیب جدی میزند. به علم و دانش کشور آسیب میزند و چرخ اقتصاد را کندتر میکند. در هیچ جای دنیا در شرایط جنگی، اینترنت قطع نشد! شاید چون آنها مردم خود را دشمن نمیبینند. افرادی که میخواهند کسب و کار شروع کنند، به حالت تعلیق میروند. نمیتوان با انگشت اشاره بالا سر چرخواندن و دستور دادن، کسی را مجبور به کاری کرد. حالت تعلیق، مانند سم است که جمع میشود و این اصلا به صلاح کشور نیست. هرکسی اینترنت را قطع میکند، قدم به قدم، به دشمن حرکت میکند! کسانی هم هستند که با قطع شدن اینترنت، بارها و بارها کسب و کاری را شروع و با ضرر به پایان رساندند. این منجر به خشم میشود!
فشار بر شبکه و تهدید امنیت
۰۰|||۰ سیستم شبکه فیلترینگ و مسدود سازی، آنطور که من متوجه شدم، به این شکل کار میکند که کل ترافیک کشور، از یک محل برای کنترل عبور میکند. حتی برای پایش شبکه که کدام ارتباط از شبکههای داخلی استفاده میکند (برای محاسبه اینترنت نیمبها) و کدام خارجی است (تمام بها) نیز از همچین سیستمی استفاده میشود. این اتفاق، مسدود سازی را راحتتر و همچنین پایش شبکه را نیز راحتتر میکند. در زمانهای خطرناک نیز میتواند با یک دکمه، اینترنت را خاموش کند. در ظاهر امنیت را حفظ میکند، اما در طولانی مدت اینگونه نیست. اکنون برایتان مرحله به مرحله توضیح میدهم. در مرحله اول وقتی که کل ترافیک را یکجا متمرکز میکنید و آنها را مسدود میکنید. تعداد کانکشنهای محدود به سادگی قابل ردیابی و هک و مشاهده شدن است. درست مانند این است که من یک دزدم، و پلیس به دنبال من است. من انتخاب میکنم از یک خیابان پهن که کلی آدم آنجا هستند بروم یا در یک خیابان خلوت که نهایت ۲ یا ۳ نفر به صورت پراکنده در حرکتند. پلیس در کدام حالت، میتواند من را زودتر دستگیر کند؟ دقیقا فیلترکردن، دقیقا شبیه به شلیک به پای خود آدم است! بگذارید شبیهتر صحبت کنم. فرض کنید پلیس تمامی خیابانها را بسته است، تنها یک خیابان باز است و آن هم اعلام رسمی کرده است که هیچ کسی به غیر از آقایان X و y و Z و... نمیتوانند از همین یک خیابان عبور کنند. حالا فرض کنید دزدها میخواهند به پلیسها حمله کنند. ببینید چقدر راحت پلیس خودش را لو داده! وقتی تنها یک خیابان است، دزد میداند که تنها باید همان خیابان را در نظر بگیرد. و وقتی که هیچ جمعیتی در آن وجود ندارد به جز پلیس، خیلی ساده میتواند پلیسها را شکار کند. این بحث اول! بحث دوم این است که این معماری، فشار بسیار بسیار زیادی به تجهیزات مخابراتی میآورد. چون دائما در حال کنترل هستند و استهلاک بالا میرود و خرابتر و خرابتر میشود. شما فرض کنید همان فقط یک خیابان را باز گذاشتهاید و همه جمعیت شهر دارند از آن یک خیابان میگذرند، کلی هم ایست بازرسی گذاشتید که همه را بازرسی کنند، بعد از مدتی سنگفرشهای آن خیابان ساییده و نابود میشوند و آن ایست بازرسی هم از کار میافتد چون مستهلک میشود! حال باید بودجه سنگینی برای نوسازی شبکه کنیم! این بودجه از کجا میآید؟ از گران کردن اینترنت! بحث سوم هم این است که با قطع اینترنت، تمامی دستگاههای متصل به شبکه، آپدیتهای جدید امنیتی را دریافت نمیکنند! و آسیبپذیرتر میشوند، و اینگونه احتمال پخش ویروسها و بدافزارها بیشتر میشود و امنیت بیشتر از هر روز پایین میآید. شما که فریاد اینترنت باید قطع شود سر میدهید و واقعی در زمین دشمن بازی میکنید و به ما تهمت میزنید که ما دشمنیم، لطفا یک بار مطالعه کنید و ببینید که این کارها در حال رقم زدن چه فاجعه ای است! بسته شدن اینترنت، منجر به ورشکستگی، بیکاری و چندین و چند اتفاق دیگر میشود. اقتصاد ما کشش نداشت و مردم به اینترنت پناه آوردند و حال اینترنت هم نیست! این منجر به نارضایتی شدید عمومی میشود! در کوتاه مدت شاید پاسخ بدهد، اما مانند زودپز میشود که بلاخره روزی منفجر خواهد شد.
احتمال سو استفاده
۰۰|||۰ وقتی که شما اینترنت را قطع میکنید، مردم نیاز به خبر دارند. ابتدا به سرویسهای خبر داخلی مراجعه میکنند. میبینند سرویسهای خبری داخلی جز دروغ، هیچ چیز دیگری را نمیگویند. خبری میآید و این رسانهها همه تکذیب میکنند! بعد رسانههای معاند، میگویند که شده است. بعد چند روز بعد همین سرویسهای خبری داخلی، همان خبر تکذیب شده را تایید میکند. آرام آرام اعتماد مخاطب به این سرویسهای خبری، سلب میشود و به سمت رسانههای به قول خودتان معاند جذب میشود! حال اینجا چه اتفاق میافتد. آنها خبرها را در سریعترین زمان ممکن و درستترین شکل ممکن منتشر میکنند. و آن وقت است که شما روایت را میبازید. و این رسانهها درمیان ۸۰ راست، ۲۰ تا دروغ هم میگویند و آن وقت میبینید که چطور به سادگی از این بسته نگه داشتن و دروغگویی، مردم را به دامان این شبکهها میاندازیم و درنهایت آنها هم سو استفاده خودشان را میکنند. هیچ رسانه آزاد بیطرفی وجود ندارد! هر رسانه تلاش میکند که هوای اسپانسر خود را داشته باشد. بسته بودن اینترنت برای عموم مردم، باعث به خطر افتادن امنیت میشود! وسط این خبرهایی که تکذیب نمیشود، دو تا دروغ هم بیاندازد، به سادگی باور میشود. اینطور میشود که رسانههای داخل اعتبارشان را از دست میدهند.
از دست دادن موجودیت
۰۰|||۰ در وب جهانی، دیگر موجودیتی نخواهیم داشت و هر کسی، هر جور تعبیری میتواند داشته باشد. در دنیای دیجیتال، شما نمیتوانید محدودسازی کنید. اینترنت، چه بخواهیم و چه نخواهیم، یک دهکده جهانی است. و با مسدود سازی، شما حکمرانی را میبازید. و همان سیمکارت سفیدیها هم حرفی بزنند، به سادگی میتوان به آن خدشه وارد کرد. از طرفی، شما هرچقدر هم زور بزنید و اینترنت را بسته نگه دارید و یک موتور جستجو هم بسازید از گوگل بهتر، وقتی که این موتور جستجو تنها به منابع بسیار بسیار محدود فارسی دسترسی داشته باشد، مفت هم نمیارزد. همه جای دنیا، کلی سرور هستند و کلی سایت در آن میزبانی میشود. بسته بودن اینترنت، آموزش را هم با مشکل مواجه میکند و دانش را عقب نگه میدارد. پس شما موجودیت خود را از دست میدهید و عملا از این فضا، محو میشوید.
شبکه اجتماعی داخلی؟
۰۰|||۰ یک تلگرام، در کل دنیا، حکمرانی میکند و برای یک دنیا بس است. و شما تا کنون ۷ و ۸ پیامرسان ساختید که برخی از آنها در ابتدای راه افتادند و نابود شدند. این همه بودجه به ایتا دادید و تا کنون چیزی غیر از زباله دریافت کردید؟ در این مدت مسدود شدن اینترنت، سروشپلاس، روبیکا و ایتا و آیگپ، به معنای دقیق کلمه زباله محض! بله هم با درصدی بهتر باز یک زباله محض! سرعت کند، پیامها پس و پیش ارسال میشوند، امکان تماس صوتی و تصویری را کلا فراموش کنید. فایلهای بزرگ اصلا ارسال نمیشوند! رسما سرورها تحت فشار هستند. هر بار هم از جیب عمومی و حق ملت ایران، پول بر میدارید و به حلقوم این شبکههای داخلی میریزید و کلی سوبسید برایشان قائلید و هنوز نتوانستند درست کنند! فقط هدر رفت پول هستند! این همه بودجه پای سیستم عامل ملی رفت! این همه بودجه پای ایمیل ملی رفت، این همه بودجه پای موتور جستجوگر ملی رفت! تا کی میخواهید قمار کنید و ببازید؟ خود شما در همین ذرهبین یک سرچ کنید، رسما بالا میآورید! بیربطترین و مزخرفترین جستجو را انجام میدهد! چقدر بودجه به ذرهبین داده شده است؟ یوز چه شد؟ سلام بیان چه شد؟ تا کی باید شکست بخورید تا بفهمید که نمیشود!؟ دوباره پیشنهاد دادند که برای اینکه پیامرسانها بهتر کارکنند دوباره یکی دو همت دیگر از جگر مردم ایران و ملت ایران بکشیم بیرون و در این سطلهای زباله بریزیم! پورمحمدی یک بار حرف جالبی زد! گفت به جای اینکه ۱۰ تا پیامرسان آشغال بسازیم، اینها را ادغام کنیم و حداقل یک چیز درست و حسابی بسازیم! حرف اینجاست که آقای پورمحمدی، این ۱۰ پیامرسان تقریبا ترافیک را به ۱۰ قسمت تقسیم میکنند. اگر یکی شوند که رسما نابود میشوند!
دستآورد
۰۰|||۰ تا به امروز، این مسدود بودن اینترنت، دستآوردهای زیادی داشته، البته از انتها! از همان ماتحت! اولین دستآورد، ضرر ۲ همتی روزانه به اقتصاد است. چهل و چند روز گذشته و ۸۰ و ۹۰ همت رسما نابود شده است! دومین دستآورد، نابود شدن کلی کسبوکار و کلی انسان بیکار شده است که آمارش هنوز به طور رسمی منتشر نشده است، ولی وقتی ۷ دوست من، بیکار یا ورشکسته شدهاند، بدانید چه فاجعهای رخ داده است! سومین دستآوردش افسردگی ملی و خشم ملی است. مقدار نارضایتی را بیدلیل چند برابر کرده است! چهارمین دستآوردش، از دست رفتن امنیت و سواستفاده هکرهای دشمن و ضربه زدن به ما بوده است! پنجمین دستآوردش، حذف ما از بازار و دهکده جهانی است. ششمین دستآوردش، نابود شدن امنیت نرمافزاری و سیستمی است. هفتمین دستآوردش، مستهلککردن شبکههای مخابراتی و ارتباطی است. هشتمین دستآوردش، ایجاد حس بیاعتمادی ملی است و اعتماد حتی به سرویسهای خبری داخلی نیز کمتر و کمتر شده است. نهمین دستآوردش، دادن فرصت به افراد سودجود است! و چندین دست آورد دیگر که نمیخواهم به آنها اشاره کنم. یک تفکر اشتباه، تا چه زمانی باید خرابی بار بیاورد، تا بفهمید اشتباه بوده؟ وقتی که همه چیز نابود شد؟ پس خسته نباشید!
جمع بندی
۰۰|||۰ دوست نداشتم این پست را بنویسم. این پستهای انتقادی، معمولا به دید دشمنی دیده میشود، نه دلسوزی و نقد! اما من گفتنیها را عرض کردم و وظیفه ملی خودم را ایفا کردم. گرچه سخن بسیار است و دوست ندارم مطلب طولانی شود و چشمان شما اذیت شود (گرچه ماهیت وبلاگ، نوشتن طولانی و مفصل است). به همین منظور به خیلی از موضوعات اشاره نکردم. چقدر دانشجو داریم که رسما فلج شدند. چقدر استاد دانشگاه، چقدر صاحب کسب و کار داریم که به خاطر این شرایط، رسما نابود شدند. چند نفر نتوانستند اجاره شان را پرداخت کنند؟ کمی رحم هم باید وجود داشته باشد. اکنون وضعیت آنقدر خراب است که وبلاگهایی در همین بلاگیکس به سادگی مسدود میشوند، این شرایط، فقط در حال بدتر کردن اوضاع است و ما که از دلسوزی صحبت میکنیم، وضعمان این است. اگر کمی عقلانیت بود که ما چرا باید در این نقطه بودیم. از کسانی که ممکن است درآمدشان به خطر بیفتد، انتظاری نیست، اما اگر کسانی هستند که فکر میکنند این راه درست است، کمی فکر کنند و مطالعه کنند. و بفهمند، ما که فریاد میزنیم، آیا دلسوز هستیم یا باید به خاطر نقد درست، نابود شویم..
پایان
۰۰|||۰ امیدوارم از این نوشته لذت ببرید. نارضایتی در میان وبلاگنویسان متاسفانه زیاد شده است. خود بنده میخواستم برای این وبلاگ و حسابم، حسابی هزینه کنم. اما این وضعیت وبلاگنویسان و این مسدود سازی و این داستانها، باعث شده دست نگهدارم. خب این اصلا خوب نیست. تنها چیزی که امیدوارم این است که این وضعیت هر چه زودتر تمام شود. این مسدود شدن اینترنت، زودتر به پایان برسد. خیلی حرف است، بیش از ۴۰ روز مسدود بودن اینترنت! بسته شدن کلی سرویس! این اصلا خبر خوبی نیست. این خود نابودی است. اما امیدوارم روز خوب بیاید و همه به خوبی و خوشی، در این فضای آنلاین، کارهایی که میخواهیم را انجام دهیم و برنامههایمان را پیاده کنیم. منجمله خود بنده که وبلاگنویسی خود را ادامه دهم. خوشحال میشوم نظراتتان را بشنوم.




