<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	version="2.0">
<channel>
	<title>وبـــــلاگ هاتف</title>
	<link>https://hatefnotes.ir</link>
	<atom:link href="https://hatefnotes.ir/rss.xml" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<description>نوشته‌های یک وبلاگ‌نویس کهنه‌کار</description>
	<language>fa</language>
	<ttl>60</ttl>
	<generator>https://blogix.ir</generator>
	<lastBuildDate>Sat, 23 May 2026 14:03:58 +0330</lastBuildDate>
	<item>
		<title>اطلاعیه مهم : تغییر آدرس</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/72</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/72</guid>
		<pubDate>Sat, 23 May 2026 14:03:58 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[از این پس، خواهشمند است، من را در آدرس زیر دنبال فرمایید:
Hatefblog.ir
با تشکر از شما. وبلاگ بنده، به آدرس بالا انتقال یافته است.
این وبلاگ تنها برای نوشته‌های آرشیوی است]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;">از این پس، خواهشمند است، من را در آدرس زیر دنبال فرمایید:</p><p style="text-align:center;"><a href="https://hatefblog.ir/" rel="nofollow"><span style="color:hsl(12,84%,52%);font-size:20px;"><strong>Hatefblog.ir</strong></span></a></p><p style="text-align:center;">با تشکر از شما. وبلاگ بنده، به آدرس بالا انتقال یافته است.</p><p style="text-align:center;">این وبلاگ تنها برای نوشته‌های آرشیوی است</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/72/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>تغییر آدرس</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/71</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/71</guid>
		<pubDate>Fri, 22 May 2026 11:58:36 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[از این پس، خواهشمند است، من را در آدرس زیر دنبال فرمایید:
Hatefblog.ir
با تشکر از شما. وبلاگ بنده، به آدرس بالا انتقال یافته است]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;">از این پس، خواهشمند است، من را در آدرس زیر دنبال فرمایید:</p><p style="text-align:center;"><a href="https://hatefblog.ir/" rel="nofollow"><span style="color:hsl(12, 84%, 52%);font-size:20px;"><strong>Hatefblog.ir</strong></span></a></p><p style="text-align:center;">با تشکر از شما. وبلاگ بنده، به آدرس بالا انتقال یافته است</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/71/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>پراکنده ۲۷ اردیبهشت ۸۵</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/70</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/70</guid>
		<pubDate>Sun, 17 May 2026 20:30:40 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سلام
  XXXXX   | دیدید گفتم؟
همانطور که در این پست گفته بودم، باز کردن اینترنت، نیازی به ایجاد ستاد و کارگروه و مجمع و شورا ندارد! اولین جلسه همین شورای پیزوری برگزار شد برای حل مساله اینترنت و گیت‌هاب، پس از پایان این جلسه فیلتر شد! یعنی آقایان ( که حیف این کلمه برای همچین موجوداتی )، جلسه گذاشتن ب...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام</p><p><a href="#" rel="nofollow"><span style="background-color:hsl(60,75%,60%);color:hsl(0,0%,0%);"><strong>  XXXXX  </strong></span></a><span style="color:hsl(0,0%,0%);"><strong> | دیدید گفتم؟</strong></span></p><p>همانطور که در<a href="/post/68/" rel="nofollow"><strong> این پست</strong></a> گفته بودم، باز کردن اینترنت، نیازی به ایجاد ستاد و کارگروه و مجمع و شورا ندارد! اولین جلسه همین شورای پیزوری برگزار شد برای حل مساله اینترنت و گیت‌هاب، پس از پایان این جلسه فیلتر شد! یعنی آقایان ( که حیف این کلمه برای همچین موجوداتی )، جلسه گذاشتن برای باز کردن اینترنت و نتیجه شد بسته شدن گیت‌هاب! و بعد آقایی که گردنش را پای وعده‌هایش میداد و وعده داده بود که اینترنت را قطع نمی‌کند، و نمی‌دانم چرا هنوز به گردنش چیزی نشده، با وقاحت تمام، در همان توییتری که برای همه بسته است، روز ارتباطات را تبریک گفته! یعنی از این موجودات، وقاحت کم می‌آورد! این خود آپارتاید است! خفه شدن که بحمدلله بلد هستید! خفه شوید! از حل کردن مشکلات مردم، فقط حرافی و توییت کردن را بلدید!‌ درآمدها نابود شد، شغل‌ها نابود شد و امیدوارم به زودی، شما نیز نابود شوید! همانطور که در <a href="/post/69" rel="nofollow"><strong>این پست </strong></a>عرض کردم، اینطور نمی‌ماند و این شرایط قطع بودن اینترنت، حالا حالا‌ها ادامه دارد. وقیح‌تر و بی‌وجودتر و بی‌شرف تر از اصلاح‌طلبان، در کره زمین خلق نشده است! </p><p><a href="#" rel="nofollow"><span style="background-color:hsl(60,75%,60%);color:hsl(0,0%,0%);"><strong>  XXXXX  </strong></span></a><span style="color:hsl(0,0%,0%);"><strong> | اینترنت، حق مردم است!</strong></span></p><p>اینترنت، حق مردم است. تمام کسانی که در این فاجعه دست دارید و دست بر گلوی مردم انداختید، جوابش را خواهید گرفت. دوستی دارم که صاحب‌خانه‌اش داره بیرونش میکنه و آقا دو ماه هست که هیچ درآمدی ندارد و اجاره نداده! اندک درآمدش هم داره خرج خورد و خوراک و هزینه‌های زنده موندن میشه. در جایی که شما یه شیر و بیسکوییت رو می‌خری ۴۵۰ هزار تومان! اینترنت را بستید و در توییتر زوزه می‌کشید؟ می‌خواستم بگویم کفتار، ممکن است کفتارها ناراحت شوند! چون توهینی بزرگتر از این، به این حیوان بیچاره نیست! اینترنت حق مردم است. دست از گلوی مردم بردارید، وگرنه، جواب سختی در انتظارتان خواهد بود. این ظلم بزرگی است و خداوند در برابر ظلم، ساکت نمی‌نشیند! از خداوند و عذابش، بترسید.</p><p><a href="#" rel="nofollow"><span style="background-color:hsl(60,75%,60%);color:hsl(0,0%,0%);"><strong>  XXXXX  </strong></span></a><span style="color:hsl(0,0%,0%);"><strong> | پیتزایی که صرف کار خیر شد</strong></span></p><p>دوست بسیار عزیزی، از طریق <a href="/page/donate/" rel="nofollow"><strong>این صفحه،</strong></a> برایم پیتزا خرید. آمدم که بروم و یک پیتزا بخرم، ناگهان تلفنم زنگ خورد و موسسه خیریه‌ای که به من زنگ می‌زند و ماه پیش به دلیل شرایط و مشکلات مالی، نتوانسته بودم کمکش کنم، ازم خواست کمک کنم.. گفتم خدایا، به خودم یک پیتزا بدهکار می‌شوم اما این کار خیر را باید بکنم. من همین چند روز پیش حسرت کشیدم. حالا وقتش شده. و سپس بخشی از پول پیتزا را به حساب این موسسه خیریه که خیلی هم معتبر است، واریز کردم. من برایم، کار خیر کردن، یعنی ۱۰۰۰۰ تا پیتزا خوردم، و از این دوست عزیزم خیلی ممنونم که بانی این حال خوبم شد. اگر این حمایت مالی انجام نمی‌شد‌، دوباره شرمنده این موسسه بودم و نداشتم که به این موسسه خیریه کمک کنم. گفتند که دختری را دارند عمل می‌کنند و هر چقدر می‌توانم واریز کنم. من هم به حدی توانستم واریز کنم تا خرید پیتزا عملا کنسل شود. اما این خوشمزه‌ترین، لذیذ ترین، درجه یک ترین پیتزایی بود که نخوردم! آنقدر حالم خوب شد که حد و حساب ندارد. پیشنهاد می‌کنم، شما هم اگر شرایط مالی‌اش را هم دارید، حتی مبالغ کم! به خیریه‌های تایید شده و  درست و حسابی کمک کنید. خیلی حالم از این اتفاق خوب شد که از دوست خوبم بابت این بزرگواریش ممنونم.</p><p><a href="#" rel="nofollow"><span style="background-color:hsl(60,75%,60%);color:hsl(0,0%,0%);"><strong>  XXXXX  </strong></span></a><span style="color:hsl(0,0%,0%);"><strong> | نوشتم و نوشتم، به وبلاگم رسیدم!</strong></span></p><p>هنوز در حال نوشتن هستم، اما آن چیزی که از این وبلاگ و خودم انتظار دارم، هنوز به صورت رسمی آغاز نکردم. می‌خواستم چیزهای خوبی بنویسم ولی به لطف این شرایط سخت، هنوز میسر نشده. پادکستی را چند روز پیش ضبط کردم که برای شما گرامیان اینجا قرار دهم اما، هنوز انرژی میکس کردن آن پیدا نشده است . اما توی این بخش می‌خوام به خودم و همچنین شما عزیزان دلم، بگویم و قول بدهم، که می‌خواهم وبلاگم را به صورت رسمی، شروع کنم! آنطوری که انتظار دارم. آنطوری که وبلاگم باید می‌شد و باید باشد. کمی به کنترل خشم نیاز است و در نوشتن پست‌ها، باید کمی نرم‌تر بنویسم. می‌خواهم موضوعات مختلفی را پوشش بدهم و از این پس، این وبلاگ، آنطوری که باید باشد، خواهد شد. درحال مطالعه یک کتاب هستم. دو دوره ثبت نام کردم که اواخر دوره شده و باید برای آزمون‌هایش و اخذ مدرکش تلاش کنم. همین وقتم را حسابی گرفته است. اما هستیم درکنار شما و بزودی، محتوای عالی برای شما عزیزان منتشر خواهم کرد. حالا که اینترنت قطع است، ما دست به کار شویم و به یک دردی بخوریم..</p><p>-- پایان</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/70/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		<category>روزنوشته</category>
	</item>
	<item>
		<title>باز کردن اینترنت</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/68</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/68</guid>
		<pubDate>Fri, 15 May 2026 16:04:26 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[باز کردن اینترنت، به هیچ کار گروهی یا ستادی نیاز ندارد. همه جای دنیا، شما کافیست وارد یک وب‌سایت شوید و با یک ثبت نام ساده، تا ابد اینترنت خواهید داشت و آبونمان پرداخت می‌کنید. اما آقایان، پنجاه تا کارگروه و کلی ستاد و سازمان می‌سازند و دور هم می‌شینن میوه و شیرینی می‌خورن! هر وقت این سخنگوی نچسب و...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>باز کردن اینترنت، به هیچ کار گروهی یا ستادی نیاز ندارد. همه جای دنیا، شما کافیست وارد یک وب‌سایت شوید و با یک ثبت نام ساده، تا ابد اینترنت خواهید داشت و آبونمان پرداخت می‌کنید. اما آقایان، پنجاه تا کارگروه و کلی ستاد و سازمان می‌سازند و دور هم می‌شینن میوه و شیرینی می‌خورن! هر وقت این سخنگوی نچسب و تو هیچ جا نرو پزشکیان، گفت در مورد مساله‌ای کارگروهی تشکیل شده که ... بدانید که آن مساله قرار نیست حل شود! فقط در حال گفتن دروغ هستند . یکی‌شان عرض کرده بود که اگر امروز رفراندوم بگذارید، مردم امنیت رو به اینترنت ترجیح می‌دهند! خب بگذارید! مگر از آمار آن مطمئن نیستید؟؟ خب بگذارید! چرا نمی‌گذارید؟ حالا که نمی‌گذارید، بهتر است خفه شوید و به جای مردم ایران حرف نزنید! اگر حرف نزنید، کسی نمی‌گوید لال هستید! دانشجویان و دانش‌آموزان نتوانستند درست درس بخوانند، کسب و کارهای خرد نابود شدند، اقتصاد نابود شده، و از شما، جز عو عو و واق واق و زوزه کشیدن، هیچ ندیدیم! فقط یه میکروفون بکنید در حلقتان و زر بزنید! یا یک توییت بزنید و زر بزنید! امان امان که آدم کم و حقیر مهم شود!</p><p>باز کردن اینترنت، نیاز به کارگروه ندارد، دستتان را از گلوی مردم بردارید! </p><p><a href="#" rel="nofollow"><span style="color:hsl(150, 75%, 60%);">** مشکل پرداخت لینک‌های زیر حل شده است:</span></a></p><p><span style="font-family:Vazir;font-size:16px;">☕ برای هاتف </span><a href="https://www.coffeete.ir/hatef" target="_blank" rel="nofollow"><span style="color:rgb(161,130,99);"><strong>قهوه بخر</strong></span></a><br><span style="font-family:Vazir;font-size:16px;">🍕 برای هاتف </span><a href="https://hatefnotes.ir/page/donate" target="_blank" rel="nofollow"><span style="color:rgb(245,120,66);"><strong>پیتزا بخر</strong></span></a></p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/68/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>12</slash:comments>
		<category>روزنوشته</category>
	</item>
	<item>
		<title>رفیق</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/67</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/67</guid>
		<pubDate>Thu, 14 May 2026 22:03:23 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سلام.
در زندگی، من هر چیزی که داشته باشم، دو چیز دارم که ارزشمندترینند برایم. هیچ چیزی بالاتر از این دو برایم، اهمیتی ندارد. برایم دنیا مهم نیست، اما حاضر نیستم حتی یک تار مو، از این دو نفر کم شود. یکی شخصی که بسیار دوستش دارم و یکی، رفیق! رفیق واقعی! ترتیبی که نوشتم، بدون هیچ دلیلی است و مطلقا ارزش...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.</p><p>در زندگی، من هر چیزی که داشته باشم، دو چیز دارم که ارزشمندترینند برایم. هیچ چیزی بالاتر از این دو برایم، اهمیتی ندارد. برایم دنیا مهم نیست، اما حاضر نیستم حتی یک تار مو، از این دو نفر کم شود. یکی شخصی که بسیار دوستش دارم و یکی، رفیق! رفیق واقعی! ترتیبی که نوشتم، بدون هیچ دلیلی است و مطلقا ارزش هیچ کدام، کمتر نیست! و هر دو به یک اندازه و بی‌نهایت، برایم ارزشمند هستند. کسی که می‌توانم به او بگویم رفیق. مهم نیست ارتباط کمی داشته باشیم و یا حتی، ارتباطی نداشته باشیم. مهم این است که او همیشه در دل من جای دارد و همیشه شماره یک قلب من است و من او را بسیار بسیار زیاد دوست دارم. اگر همین الان، بگوید بمیر، برایش می‌میرم. لب تر کند و هر کاری از من بخواهد، بدون اینکه ثانیه‌ای تعلل کنم، تمام توانم را می‌گذارم و برایش انجام می‌دهم! چون اوست و تنها اوست که برای من،‌رفیق است! رفیق واقعی است. مهم نیست که کسی قدر او را نمی‌داند، من می‌دانم. برای من، او جواهری است که هیچ چیزی، قابل قیاس با او نیست. او برایم خواهری است که از خواهر خونی‌ام، او را بیشتر و بیشتر و بیشتر و بیشتر و بیشتر و بیشتر دوست دارم. او کسی است، که با اینکه دارمش، اما آرزو داشتم که کاش، برادرش بودم. با اینکه هم‌خون نیستیم، اما من او را، انصافا از تمامی هم‌خون هایم بیشتر دوست دارم. درست در تاریک‌ترین زمان‌های زندگی‌ام، دو نفر من را نجات دادند و این دو نفر حالا، ارزشمند‌ترین انسان‌های زندگی من هستند. روزهایی که هیچ کسی کنارم نبود و کسی که ادعا می‌کرد، خواهر من است، ضربه بزرگی به من زد! و کسی جز او، نبود که کنار من ایستاد. من آن روزهای تلخ و سخت، هیچ یار و یاوری جز او نداشتم. خودش شاید نداند که چه کار بزرگی کرده است، اما من همیشه و همیشه و همیشه به یاد دارم و حتی ۹ میلیون سال پس از مرگم، ذره‌های وجودم، این لطف را هرگز فراموش نخواهند کرد. در روزهایی که نیاز به حمایت داشتم، او برایم سینه سپر می‌کرد! و می‌کند! و می‌کند! چه حمایت‌های مادی و معنوی بدون چشم داشتی. چه روزهایی که برایم وقت گذاشت و ساعت‌ها با هم گپ می‌زدیم. بدون هیچ درنگی، در پادکست‌هایم شرکت کرد و من همیشه برای او زحمت بودم. رفیق و خواهر عزیزم، امیدوارم همیشه برایم باشی و خدا سایه‌ات را از سر من، کم نکند، و خدا، تو را برای من، زیاد نبیند. تو عزیزترین و بهترین آدمی هستی که در زندگیم دیده‌ام و چقدر خوشبختم که در این دوره، شانس این را داشتم که با تو رفاقت کنم. این را نوشتم، که بگویم بسیار دوستت دارم و همیشه و همیشه به یادت هستم. همیشه به تو فکر می‌کنم و تو همیشه در ذهن و قلب من به عنوان عزیز‌ترین آدم، حک شده‌ای، و امیدوارم همیشه، در کنار هم باشیم.</p><p>تقدیم به <a href="https://graywhispers.blogix.ir/"><span style="color:hsl(210, 75%, 60%);"><strong>معصومه</strong></span></a></p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/67/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>13</slash:comments>
		<category>روزنوشته</category>
	</item>
	<item>
		<title>گزارش ۵ : این روزها (اردی‌بهشت ۸۵)</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/66</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/66</guid>
		<pubDate>Thu, 14 May 2026 13:08:41 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سلام.
  آپدیت   | مشکل پرداخت حل شد
در وبلاگ، بخش حمایت مالی وجود داشت که متاسفانه با مشکل مواجه بود. با مکاتبه‌ها، اقدام به حل مشکل کردیم و حالا می‌تونید به سادگی از این بخش استفاده کنید. همچنین می‌توانید پست‌های هزینه‌دار که در آینده منتشر می‌شوند را نیز استفاده کنید. مشکل پرداخت حل شده است. همچنی...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.</p><p><a href="#" rel="nofollow"><span style="background-color:hsl(205,54%,63%);color:hsl(0,0%,0%);font-size:20px;"><strong>  آپدیت  </strong></span></a><span style="font-size:20px;"><strong> | مشکل پرداخت حل شد</strong></span></p><p>در وبلاگ، بخش حمایت مالی وجود داشت که متاسفانه با مشکل مواجه بود. با مکاتبه‌ها، اقدام به حل مشکل کردیم و حالا می‌تونید به سادگی از این بخش استفاده کنید. همچنین می‌توانید پست‌های هزینه‌دار که در آینده منتشر می‌شوند را نیز استفاده کنید. مشکل پرداخت حل شده است. همچنین برای راحتی کار، در سایت کافی‌بده نیز امکان حمایت مالی فراهم شد که می‌توانید از این درگاه نیز استفاده کنید. حساب من در کافی بده با آی‌دی (<a href="https://www.coffeebede.com/hatef" target="_blank" rel="nofollow">Hatef@</a>) می‌باشد.</p><p><a href="#" rel="nofollow"><span style="background-color:hsl(205,54%,63%);color:hsl(0,0%,0%);font-size:20px;"><strong>  آپدیت  </strong></span></a><span style="font-size:20px;"><strong> | پایان لاگ شخصی و آوینا</strong></span></p><p>صفحه لاگ (گزارشات) من در وب‌سایت بلاگیفای ایجاد شده بود. اما این سرویس واقعا یک سرویس به درد نخور بود. تلاش کردم حمایت کنم تا سرویس سر پا بماند اما دائما اذیت شدم! چشم پوشی کردم و باز اذیت شدم! فلذا پایان فعالیت خودم را در این سرویس اعلام میکنم و از این پس تنها از طریق همین وبسایت، مرا دنبال بفرمایید. و اما آوینا. بزودی، مجله آوینا نیز راه‌اندازی خواهد شد و می‌توانید نوشته‌های تخصصی خود را در این مجله منتشر کنید. اخبار تکمیلی به زودی به اطلاع شما عزیزان خواهد رسید.</p><p><a href="#" rel="nofollow"><span style="background-color:hsl(45,69%,61%);color:hsl(0,0%,0%);font-size:20px;"><strong>  گزارش  </strong></span></a><span style="font-size:20px;"><strong> | آمریکا و اسرائیل، حالا دم در!</strong></span></p><p>این صرفا یک گزارش است. امارات متحده عربی، با اسرائیل قرادادهای دفاعی امضا کرده و اکنون سربازان اسرائیلی در امارات، مشغول دفاع از این کشور هستند. به همین دلیل بود که حملاتی به سمت امارات متحده عربی شد که اگر نظر شخصی من را بخواهید، حملات درستی بود. اما از این دست حملات درست، ما زیاد داشتیم و همین، متاسفانه باعث شد که تمامی کشورهای عربی، مخصوصا آنهایی که متحد و دوست ما بودند، اکنون دشمن شماره یک ما شدند. ما موفق شدیم کشورهایی که با هم حتی اختلاف دارند را، علیه خودمان متحد کنیم! این خود هنری است که هر کسی ندارد و بله، ایران قدرتمند است! حالا صرفا با خواندن چند خبر از منابع مختلف، بایستی عرض کنم که متاسفانه، احتمال وقوع جنگ بعدی، بالاست. ترامپ به چین سفر کرده و تمامی فعالان اقتصادی بزرگ خود را نیز با خود برده است تا یک لقمه چرب و خوشمزه، به شی جین‌پینگ بدهد! احتمالا چین، ایران را نخواهد فروخت و این خیال واهی است که چین به سادگی، پشت ایران را خالی کند. البته پیش‌بینی صد درصدی این موضوع نیز اشتباه است. اما احتمال بالایی وجود دارد که چین، ایران را نفروشد. اما خطر دیگری که باعث می‌شود ما را تهدید کند این است که، ممکن است ترامپ، پیشنهاد بسیار خوبی به چین بدهد و این باعث سستی چین شود. شما خط اقتصادی را ببینید، متوجه خواهید شد.مراودات ایران با چین ۲۰ میلیارد دلار است که چین، بیشتر این مبلغ را واردات می‌کند (نفت خام با تخفیف)، و صادرات چین به ایران کمتر است. اما در مورد مراودات تجاری اقتصادی چین و آمریکا باید گفت که ۷۰۰ میلیارد دلار است! که از این ۷۰۰ میلیارد دلار، ۴۵۰ میلیارد دلار آن صادرات از چین به آمریکا است. ۲۰۰ میلیارد دلار فروش! با توجه به این حجم، باید فهمید که چین، همیشه رفیق ابدی ما نیست. اما قسمت خطرناک این است که ممکن است ترامپ از چین بخواهد که ایران را راضی به توافق کند. و اگر اینجا، ایران این تسلیم‌نامه و توافق را امضا نکند، ممکن است حمایت چین را حتی اگر از دست ندهد، بلکه حمایت چین، از ایران کمتر شود و شاید این بار چین نیز به کشورهایی بپیوندد که فشار را بر ما بیشتر کند. از طرفی ما به حرف حسین تنگه‌بند (حسین شریعتمداری) گوش دادیم و باعث شدیم تنگه‌ای که بیشترین استفاده را توسط دوستمان چین دارد را از او بگیریم! به همین دلیل، خواهشمند است، آفتابه‌هایتان را پر نگه دارید، باتری خریداری کنید و آماده جنگی، این بار تمام عیار، با کمک بریتانیا، فرانسه، آلمان، ایتالیا و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس باشید. بسیار دردناک و ناراحت کننده است، اما، ما نه سر پیاز هستیم و نه ته پیاز... آمریکا پشت در است و بزودی در را خواهد شکست! بهرحال خبرهای خوبی از پکن، نمی‌آید ...</p><p><a href="#" rel="nofollow"><span style="background-color:hsl(331,75%,69%);color:hsl(0,0%,0%);font-size:20px;"><strong>  واکنش  </strong></span></a><span style="font-size:20px;"><strong> | بده عکس از کارت ملی‌ات!</strong></span></p><p>نمی‌دانم چه مرضی است که تمامی وب‌سایت‌های خدماتی این را می‌خواهند! خب شماره موبایل و شبای حساب و شماره کارت، کاملا بیانگر این است که این حساب برای هاتف است! این شماره موبایل نیز برای هاتف است. شاپرک نیز اینها را تایید می‌کند. حالا چرا سایتی مانند دارمت، بایستی تصویر کارت ملی شما را درخواست کند؟ در زمان گذشته از درگاه‌های پرداخت واسط استفاده می‌کردیم، چون درگاه پرداخت مستقیم نیازمند مجوزهای سختی بود. تا اینکه دولت، فعالان اقتصادی مجازی را مجبور کرد که این مجوزهای سخت (اینماد و..) را اخذ کنند!‌ سوال اینجاست که وقتی من اینماد دارم، چه دلیلی دارد از سایت پرداخت‌یار مانند زرین‌پال و پی‌پینگ و پی‌لاین و... استفاده کنم؟ و این عطش دریافت اطلاعات را نمی‌فهمم! در اینجا دولت مقصر است! وقتی هیچ گونه مجازاتی برای کسانی که این اطلاعات را جمع آوری می‌کنند و به سادگی با یک حمله سایبری، آن‌ها را پخش می‌کنند، برخورد جدی نمی‌کند، همین می‌شود که بزودی من هم با وقاحت تمام، برای مطالعه وبلاگ پیزوری‌ام، از شما تصویر کارت ملی بخواهم! در سایت دارمت ثبت نام کردم اما این تصویر کارت ملی، باعث شد ثبت نامم را تکمیل نکنم! پیشنهاد جدی دارم که شما نیز لطفا، به سادگی اطلاعات هویتی خود را به هر وب‌سایتی ندهید. </p><p>~پایان</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/66/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>گزارش‌ها و اطلاعات</category>
	</item>
	<item>
		<title>آیدا</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/65</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/65</guid>
		<pubDate>Mon, 11 May 2026 17:46:35 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[داشتیم می‌رفتیم که گفت: اگر اینجا بایستم، پلیس جریمه‌ام می‌کند. اگر می‌شه، برو یک نخ برام کنت آبی بگیر!
گفتم‌: مگه سیگار می‌کشی!؟
گفت: لطفا برو برام یک نخ بگیر فقط. کار دارم. می‌خوام برات چیزی رو تعریف کنم. 
پیاده شدم و رفتم براش یک نخ گرفتم. کمی روندیم و به کنار یک جای سرسبز رفتیم. روی تکه سنگی نشس...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>داشتیم می‌رفتیم که گفت: اگر اینجا بایستم، پلیس جریمه‌ام می‌کند. اگر می‌شه، برو یک نخ برام کنت آبی بگیر!<br>گفتم‌: مگه سیگار می‌کشی!؟<br>گفت: لطفا برو برام یک نخ بگیر فقط. کار دارم. می‌خوام برات چیزی رو تعریف کنم. <br>پیاده شدم و رفتم براش یک نخ گرفتم. کمی روندیم و به کنار یک جای سرسبز رفتیم. روی تکه سنگی نشست. من ایستاده بودم. سیگارش را روشن کرد و شروع کرد به کشیدن. چیزی نگفتم. نگاهش می‌کردم. ناگهان دیدم، قطره اشکی از چشمش بر روی گونه‌اش نشست. بیشتر ساکت شدم. با خودم گفتم که بهتر است چیزی نگی تا از این سکوت استفاده کند... سیگارش که به وسط رسید ...<br>گفت: ۷ سال پیش، دقیقا همین‌جا، آیدا را بوسیدم..<br>سکوت کردم... گذاشتم خودش ادامه بدهد. اگر می‌پرسیدم آیدا کیست، بد می‌شد. بهتر بود هر چیزی را خودش تعریف کند. من تنها نگاه کردم...</p><p>ادامه داد: ۷ سال پیش، من و آیدا، اومدیم اینجا، اولین بار همو بوسیدیم و اولین نخ سیگار زندگیم رو با آیدا کشیدم.. آیدا کسی بود که گفته بودم اگر نباشه، میمیرم! ولی ببین هاتف! زنده‌ام! هنوز نفس می‌کشم. و هنوز دوستش دارم... ۷ سال پیش، هر از چندگاهی اینجا می‌اومدیم و حرف می‌زدیم و سیگار می‌کشیدیم. منو آیدا سیگاری کرد. به عشق اون سیگار می‌کشیدم. با آیدا دقیقا همینجا، با هم سیگار می‌کشیدیم، کنت آبی می‌کشیدیم.... تا ۴ سال پیش... برای همیشه رفت! رفت کانادا! ترکم کرد و رفت!<br>پرسیدم : تو که سیگاری نیستی!<br>ادامه داد: آره سیگاری نیستم. ترک کردم. هر سال، درست تو سالگرد اولین بوسه‌ام، می‌آم اینجا و از صبح تا غروب می‌شینم و برای خودم یک پاکت سیگار می‌کشم. بعد می‌ره سال بعد. هر ماه هم درست ۱۷ ام، می‌آم اینجا، دقیقا توی این ساعت و این دقیقه، این سیگار رو به یاد آیدا روشن می‌کنم، به یاد روزهای قشنگم با بهترین دختر دنیا، یک نخ سیگار می‌کشم و می‌رم.. من زنده‌ام هاتف! ولی آیدا درونم رو کشت! آیدا من رو ترک کرد و من ۴ ساله که کارم شده این..</p><p>گفتم: چرا ترکت کرد؟ دوستت نداشت؟<br>گفت: داشت! ولی تا کی باید صبر می‌کرد؟ تا کی باید تحمل می‌کرد؟ تهش خسته شد و رفت.. ازدواج کرده و یه دختر داره. و من هنوز به یادش می‌آم اینجا و سیگار می‌کشم. من نمی‌تونم به دختر دیگه‌ای فکر کنم. برای من آیدا بود و آیدا بود و آیدا بود. و این عشق، تا ابد، من رو رها نمی‌کنه. یه عشق پنهانی از همه، که فقط یک قربانی داشت! اونم من! و تو اولین، و تنها کسی هستی که می‌دونی، آیدا عشق من بود و من طوری دوستش دارم که به این حال افتادم. فقط و فقط تو می‌دونی..</p><p>گفتم: من چیکار کردم که لایق شنیدن این داستان تلخ ولی زیبا هستم؟<br>گفت: می‌دونم یکی رو دوست داری که داره اذیتت می‌کنه. لازم دونستم این رو بهت بگم چون تو دوستمی و پسر خوبی هستی. من یه عاشقم! نمی‌خوام عشقم رو به رخت بکشم، و بگم تو عاشق نیستی. ولی هاتف، از من قبول کن! نیستی! برای آدم دو حالت بیشتر پیش نمی‌آد. یا عشقت واقعیه، یا عادته. تو عادت کردی و داری خودتو اذیت می‌کنی. اما اگر عشق واقعی برات پیش بیاد، وقتی ببینی باید رها کنی، رها می‌کنی.. و این عشق تا ابد باهات می‌مونه. هیچ کاری نمی‌تونی بکنی. ولی توی عادت، کافیه بخوای فراموشش کنی... سال دیگه با آدم دیگه‌ای توی رابطه هستی و امروز خودت رو مسخره می‌کنی. این رو بهت گفتم که اولا عاشقی اینجوری نیست، دوما همش درده .. دردی که اصلا قابل مقایسه با هیچی نیست. و سوما،‌ هیچ وقت رهات نمی‌کنه. می‌خندی! شوخی می‌کنی! با دخترها حرف می‌زنی! فوتبالتو بازی می‌کنی و کارهات رو می‌کنی! اما از درون! یه مرده‌ای! و گاهی، اون درون مرده‌ات، شکستت می‌ده و می‌آیی همچین جایی و عزاداری عشقی رو می‌کنی که خودت، دفنش کردی.... از دستش دادی .... و خودت عاشقانه رهاش کردی که بره و به خوشبختیش برسه. اگر عاشق باشی، از خودت می‌گذری و دردی بی‌پایان به خودت می‌دی‌، اما رهاش می‌کنی... درست مثل پرتگاهه که تو دست عشقت رو گرفتی! تو داری می‌افتی و دست اونو گرفتی! اگر ببینی خطرناکه و اگر دستش رو بگیری و به این گرفتن دستش ادامه بدی، ممکنه اون رو هم بکشی پایین، و پرتش کنی پایین، و اگر رهاش کنی، خودت از پرتگاه می‌افتی و تکه و پاره میشی! اما اون سالم می‌مونه! خودخواه باشی دستشو رها نمی‌کنی! اما عاشق باشی، رها می‌کنی... شاید یک کمی صبر کنی که صورت ماهش رو ببینی و قشنگ تو یادت بمونه، اما بعدش سریع رها می‌کنی ... رها می‌کنی تا بهش آسیب نرسه... من دستش رو رها کردم تا خوشبخت شه و خودم توی دره سیاهی افتادم و پارچه پارچه شدم.... عاشقی خیلی درد داره.... خیلی گذشته.... حتی نمی‌دونم آیدا منو یادش هست یا نه! ولی هر ماه ۱۷ ام می‌آم اینجا و یادش می‌کنم! هفت ساله! نمی‌تونم کسی دیگه رو ببینم! تنها چیزی که آرومم می‌کنه، اینه که می‌دونم خوشحال و خوشبخته! حتی بدون من! امیدوارم اگر روزی اومد، که اون عشق واقعی رو پیدا کردی، به هم برسید. اگر نرسی، تازه می‌فهمی که کارهای الانت، شوخی بوده و اذیت کردن خودت بوده! و اون موقع می‌فهمی، درد عشق چیه! ادامه می‌دی! زندگی می‌کنی! بیرون می‌ری، کارهات رو می‌کنی! می‌خندی و با همه حرف می‌زنی ... اما خودت می‌دونی که چی رو داری حمل می‌کنی ...</p><p>سکوت کردم ... با اشک‌های روی صورتش، و سیگاری که توی دستش تمام شده بود، گفت که تا ابد، قلبش برای آیدا می‌تپد، و مهم نیست که آیدا حتی به او فکر می‌کند یا نه! مهم این است که خوشبخت است. اکنون، از آن روز، و از آن سیگار، ۱۰ سال گذشته است، و جفتمان پیر شدیم... مخصوصا او، که از من بزرگتر بود.. آن  فضای سبز، بزرگراه شده است و نمی‌دانم که او، حالا، آن جایی که برایش تنها یادگاری ارزشمند، از آیدا بود و حالا نابود شده و تبدیل به بزرگراه شده را، چگونه نگاه خواهد کرد؟ آیا از آن بزرگراه گذر می‌کند؟ و حالا، در کجا، و در کدام یادگاری، از آیدا، به یاد این عشق، نخی دیگر روشن خواهد کرد....</p><p>امان از آدمی، و احساسات آدمی ...</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/65/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		<category>خاطرات گذشته</category>
		<category>داستان و قصه</category>
	</item>
	<item>
		<title>طراحی و ویرایش تصاویر : هایپر فامیلی کرمان (۱)</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/64</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/64</guid>
		<pubDate>Sun, 10 May 2026 19:54:08 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[تصمیم گرفتم که حتی کوچکترین کارهایم را هم به صورت نمونه کار قرار دهم. 

شعبه‌ای از فروشگاه هایپرفامیلی واقع در استان کرمان، در خواست یک تصویر آگهی، در مقابل درب ورودی داشتند و تاکید داشتند که یک تصویری خاص اصلاح شود. پس روی این تصویر کار شد و خروجی را مشاهده می‌فرمایید.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تصمیم گرفتم که حتی کوچکترین کارهایم را هم به صورت نمونه کار قرار دهم. </p><p style="text-align:center;"><a href="https://s1.7upload.com/202605/pix_cw00100023-t0ue9d7.png" rel="nofollow"><img src="https://s1.7upload.com/202605/pix_cw00100023-t0ue9d7.png" width="70%" height="auto"></a></p><p>شعبه‌ای از فروشگاه هایپرفامیلی واقع در استان کرمان، در خواست یک تصویر آگهی، در مقابل درب ورودی داشتند و تاکید داشتند که یک تصویری خاص اصلاح شود. پس روی این تصویر کار شد و خروجی را مشاهده می‌فرمایید.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/64/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>کارها : ویرایش و تولید تصاویر</category>
	</item>
	<item>
		<title>[۳] من هنوز کودکم</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/63</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/63</guid>
		<pubDate>Sun, 10 May 2026 18:48:10 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سلام عزیزم
نبین که بزرگ شده‌ام! نبین که ریش و سبیل دارم! نبین که ادای آدم‌های مسن و بزرگتر از خودم را در می‌آورم. من همان کودکم! همان کودکی که به دنبال آغوش مادر، می‌دود! آغوش تو! آغوش تو آغوش مادر است. من هنوز کودکی هستم که هنوز در آغوش تو آرام می‌گیرد، در میان دستان زیبای تو، آرام می‌گیرد. به اخم‌...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام عزیزم</p><p>نبین که بزرگ شده‌ام! نبین که ریش و سبیل دارم! نبین که ادای آدم‌های مسن و بزرگتر از خودم را در می‌آورم. من همان کودکم! همان کودکی که به دنبال آغوش مادر، می‌دود! آغوش تو! آغوش تو آغوش مادر است. من هنوز کودکی هستم که هنوز در آغوش تو آرام می‌گیرد، در میان دستان زیبای تو، آرام می‌گیرد. به اخم‌هایم نگاه نکن، من هنوز کودکم و هنوز بزرگ نشده‌ام، با اینکه موهایم سپید شده، اما همان کودکی هستم که دوست دارم با تو، بازی کنم، برایم قصه بگویی، برایم لالایی بگویی و حکایت تعریف کنی، من را هر روز در آغوش بگیری، من همان کودکی هستم که شیطونی می‌کنم! با موی سپید، روی زمین، نقش بازی لی لی می‌بینم، لی لی بازی می‌کنم! من هنوز در کودکی خود مانده‌ام، و نیاز به آغوش گرم تو دارم. من همان کودکی هستم که هنوز، ماشین بازی می‌کند، تفنگ بازی می‌کند، همان کودکی که به دستان شفا بخشت، به نوازشت، و به آب‌نبات و پفکی که برایش می‌خری، احتیاج دارد. و خوشحال می‌شود! من هنوزم با پفک خوردن، خوشحال می‌شوم. من همان کودکی هستم که به آغوش گرم و مادرانه تو، نیازمندم. آغوش تو درمان من است. درمان من است. من همان کودکی هستم که درون راهروهای قلبت، با شیطنت، فرار می‌کنم و بازی می‌کنم. تو را، فراتر از هرچیزی که فکرش را بکنی، فراتر از هر اندازه موجود، فراتر از بی‌نهایت بی‌نهایت‌ها، دوست دارم. این کودک، تو را، مادرانه، دوست دارد. این کودک درون، تو را مادرانه دوست دارد. برای همیشه، دوستت دارم.</p><p>برای <a href="#" rel="nofollow"><span style="color:hsl(0, 75%, 60%);"><strong>رها</strong></span></a></p><p><span style="font-family:Vazir;font-size:16px;">☕ برای هاتف </span><a href="https://www.coffeete.ir/hatef" target="_blank" rel="nofollow"><span style="color:rgb(161,130,99);"><strong>قهوه بخر</strong></span></a><br><span style="font-family:Vazir;font-size:16px;">🍕 برای هاتف </span><a href="https://hatefnotes.ir/page/donate" target="_blank" rel="nofollow"><span style="color:rgb(245,120,66);"><strong>پیتزا بخر</strong></span></a></p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/63/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		<category>عاشقانه‌ها</category>
	</item>
	<item>
		<title>رایگان نداریم! دیگر نمی‌آوریم</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/62</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/62</guid>
		<pubDate>Sat, 09 May 2026 15:41:46 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سلام.
این مساله مدتی است من را آزار می‌دهد. طرف، شخصی را استخدام می‌کند.  حداقل حقوق اداره کار برای ۸ ساعت کار شده ۱۸ میلیون تومان! وضعیت اقتصادی هم که فاجعه است! مرغ شده است یک میلیون تومان! فرد را استخدام می‌کند با ماهی ۱۲ میلیون تومان ( پایین‌تر از حقوق اداره کار ) . سپس از آن فرد، می‌خواهد که فر...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.</p><p>این مساله مدتی است من را آزار می‌دهد. طرف، شخصی را استخدام می‌کند.  حداقل حقوق اداره کار برای ۸ ساعت کار شده ۱۸ میلیون تومان! وضعیت اقتصادی هم که فاجعه است! مرغ شده است یک میلیون تومان! فرد را استخدام می‌کند با ماهی ۱۲ میلیون تومان ( پایین‌تر از حقوق اداره کار ) . سپس از آن فرد، می‌خواهد که فروشندگی کند، صندوق‌داری کند، انبارداری و حسابداری کند، سایتشان را طراحی کند، بنرهای جلوی بنگاه را طراحی کند، بنگاه را نظافت کند، گاهی عکس بگیرد و عکاسی کند، نرم‌افزار کامپیوترها را ارتقا دهد و یا مشکلات نرم‌افزاری‌شان را حل کند، کارهای فنی بنگاه را انجام دهد، کلیپ تبلیغاتی بسازد و بر روی اینستاگرامشان بگذارد و از قضا به شدت هم وسواسی هستند و باید مانند صداوسیما تدوین شود! آن بنده خدا برای از دست ندادن حقوق هم تمکین می‌کند و چیزهایی را هم که بلد نیست، به دیگرانی چون من التماس می‌کند که رایگان انجام دهیم. بگذارید برایتان باز کنم :</p><p>حقوق مناسب فروشندگی ۲۰ میلیون تومان، حقوق مناسب صندوق داری ۲۰ میلیون تومان، حقوق مناسب انبارداری ۲۰ میلیون تومان، حقوق مناسب حسابداری ۳۰ میلیون تا ۵۰ میلیون تومان، حقوق طراح و مدیریت سایت پروژه‌ای ۱۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان، و مدیریت ماهانه و آپدیت آن، ماهی ۲۰ میلیون تومان! طراحی هر بنر، ۱ میلیون تا ۳۰ میلیون تومان، در ماه اگر ۳ بنر باشد، ۳ میلیون تا ۹۰ میلیون تومان! عکاسی، ماهانه ۴۰ تا ۶۰ میلیون تومان،  آدم فنی ماهی ۴۰ میلیون تومان، تدوین‌گر حرفه‌ای در حد خواسته نیز ماهانه ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیون تومان. مجموعا ۵۰۰ تا ۶۰۰ میلیون تومان حقوق پرداختی را با ۱۲ میلیون تومان ماست مالی کند!</p><p>مشکل مالی، برای همه است! نه فقط برای کارفرمایان!  این رسما برده داری نوین است. و کاملا تقصیر ما کارگران و کارمندان و کارکنان و اشخاص جویای کار است! همیشه کسی هست که همه این کارها را با ۱۱ میلیون تومان انجام دهد! و بازار را خراب کند! اما با باید دیگر بس کنیم! آیا همان فروشگاهی که در آن کار می‌کنی، مرغ را به تو نصف قیمت می‌دهد؟ آیا حاضر است ۱۰۰۰ تومان کمتر بدهد؟ خیر! پس ما نیز نباید اینطور خود را به بردگی بیندازیم! ما هم نفس می‌کشیم و نیاز به زندگی و پول داریم! نمی‌شود که همه چیز مفت دربیاید! </p><p>اگر کارفرما هستید، لطفا انقدر درک را داشته باشید و قیمت درست پروژه و کار را پرداخت کنید! این بیانگر شعور و فرهنگ شماست! ماشین خارجی بیانگر شعور شما نیست، بلکه انسانیت و پرداخت به موقع و به اندازه خدماتی است که دریافت کرده‌اید! اینکه آدم‌ها افتخار کنند که با شما کار می‌کنند. اگر کارگر و کارمند و پیمانکار و.. هستید، قیمت منصفانه و کار تمیز و به اندازه قیمت را درخواست کنید و پروژه را صحیح تحویل دهید و قیمت خود را به درستی بگیرید و هیچ‌گاه قیمت‌ خود را نشکنید! شما با تحویل کار خوب، آدم‌ها را خوشحال می‌کنید تا دوباره با شما همکاری کنند. با شکستن قیمت، خود را بی‌ارزش می‌کنید. قیمت خود را هیچ‌گاه نشکنید.</p><p>و اما من، امروز به من پیشنهاد کار رایگان شد! از ابتدای سال ۱۴۰۵ هجری شمسی و ۸۵ همان که خودتان می‌دانید، کار رایگان را تمام کردیم و دیگر قرار نیست بیاوریم، چون توقف تولید شده است. از این پس، هر کاری یک کیفیت منطقی و معقول دارد و آن کیفیت معقول، هزینه معقولی دارد. تا زمانی که در مورد هزینه و پرداخت آن صحبت نکردم، دست به کار نمی‌برم. دیگر هیچ کاری، به رایگان انجام نخواهد شد. بابت انجام هر کاری که در توانم هست، هزینه آن بایستی پرداخت شود. از ۱۷ سالگی که اولین پول کارم را اخذ کردم، تا به امروز، آنقدر سرم کلاه رفته و آنقدر کار مفت و رایگان برای دیگران انجام دادم، که دیگر بس است. حال که وارد دهه پنجم زندگی خود می‌شوم، دیگر وقت آن شده که، کار رایگان نداشته باشیم. ما کمک‌های خود را انجام دادیم و دیگر کمک کردن منطقی نیست. در این شرایط اقتصادی که محتاج به منابع مالی برای زندگی هستیم، نمی‌توانیم رایگان برای دیگران کار کنیم!</p><p>واقعا جای تاسف است که این همه کار رایگان انجام شده و امروز، من فقیر تر از هر روزی هستم و هنوز برخی آدم‌ها، با وقاحت، کار رایگان را پیشنهاد می‌کنند! وقتی طلب هزینه می‌کنیم، با وقاحت، با بی‌شرمی، می‌گویند که کار خاصی نیست! خب کار خاصی نیست، من انجام نمی‌دهم! برو این دام، بر مرغ دگر نه! من دیگر کار رایگان انجام نمی‌دهم. حتی برای نوشتن وبلاگ و ساخت پادکست‌هایی برای عزیزانی که لطف خواهند کرد و خواهند شنید‌ (بزودی) بخش <a href="/page/donate" rel="nofollow"><span style="color:hsl(0,87%,55%);"><strong>حمایت مالی</strong></span></a> و <a href="https://www.coffeete.ir/hatef" target="_blank" rel="nofollow"><span style="color:hsl(0,87%,55%);"><strong>خرید قهوه</strong></span></a> و <a href="/page/donate" rel="nofollow"><span style="color:hsl(30,75%,60%);"><strong>پیتزا</strong></span></a> (این بخش رو برا فان اینجوری کردم 😂) را ساختم، تا عزیزانی که این پادکست رو می‌شنوند، اگر علاقه‌مند به ادامه دار شدن این پادکست و این پست‌ها و این کارها شدند، حمایت مالی کنند. تا این هزینه‌ها برای بهتر شدن پروژه‌ها، و هزینه‌هایی که برای پروژه‌ها مصرف می‌شود (هزینه اینترنت و...) مصرف شود. و این به معنی همکاری است. اگر من پادکست خوبی را ساختم و یا مطلب خوبی را نوشتم، و شما حمایت مالی نمودید، یعنی این متن را با هم نوشتیم! و پادکست را با هم ساختیم. از طرفی متاسفانه من غذا می‌خورم، نفس می‌کشم(البته نفس کشیدن رایگان است)، پول برق و آب و گاز و اینترنت می‌دهم و برای خودم هزینه دارم. نیاز دارم حمام بروم و لباس بپوشم. و این هزینه‌ها نیز از جمع‌آوری مالی (دونیت)، و یا انجام کار و دریافت هزینه آن می‌باشد.</p><p>فلذا حتما به شما پیشنهاد می‌کنم که این کارهای زشت را نکنید. نه قیمت خود را بشکنید، و نه پول کسی را بالا بکشید. زشت است...</p><p>ارادتمند</p><p><span style="color:rgb(64,64,64);font-family:Vazir;font-size:16px;">☕ برای هاتف</span><span style="background-color:rgb(255,255,255);color:rgb(64,64,64);font-family:Vazir;font-size:16px;"> </span><a href="https://www.coffeete.ir/hatef" target="_blank" rel="nofollow"><span style="color:rgb(161,130,99);"><strong>قهوه بخر</strong></span></a><br><span style="color:rgb(64,64,64);font-family:Vazir;font-size:16px;">🍕 برای هاتف</span><span style="background-color:rgb(255,255,255);color:rgb(64,64,64);font-family:Vazir;font-size:16px;"> </span><a href="https://hatefnotes.ir/page/donate" rel="nofollow"><span style="color:rgb(245,120,66);"><strong>پیتزا بخر</strong></span></a></p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/62/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<category>فرهنگ و هنر و اجتماع</category>
	</item>
	<item>
		<title>[۲] ای کاش</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/61</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/61</guid>
		<pubDate>Fri, 08 May 2026 13:58:42 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سلام عزیزم.
در این وضع، می‌سوزم و می‌سوزم. دیگر حتی، تحمل آدم‌ها را ندارم. تحمل هیچ چیزی را ندارم. تنها تو هستی، که ادامه دادنم را ممکن می‌کنی. می‌خواستم وسایل‌هایم را جمع کنم، در دو چمدان و چند کارتن، سوار ماشینشان کنم و برای همیشه بروم. و نام آدم‌های پستی که این همه ظلم در حق ما روا داشتند را، حتی...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام عزیزم.</p><p>در این وضع، می‌سوزم و می‌سوزم. دیگر حتی، تحمل آدم‌ها را ندارم. تحمل هیچ چیزی را ندارم. تنها تو هستی، که ادامه دادنم را ممکن می‌کنی. می‌خواستم وسایل‌هایم را جمع کنم، در دو چمدان و چند کارتن، سوار ماشینشان کنم و برای همیشه بروم. و نام آدم‌های پستی که این همه ظلم در حق ما روا داشتند را، حتی نیاورم.. حتی نیاورم. آنقدر دلشکسته و بی‌نوا شده‌ام، که حد و حساب ندارد. اما قسمت خوبش اینجاست که بی‌نوا بودن، همیشه منجر به انفجار میشه. وقتی که خیالت از همه چیز راحت شد و فهمیدی که همه چیز نابود شده است، دست به اسلحه‌ می‌بری و نابود می‌کنی هرچیزی که بوده است. تا آخرین لحظه، آخرین لحظه، می‌خواهند زندگی من را نابود کنند. ای کاش سفت ایستاده بودم و قبول نمی‌کردم. این هم تنبیه من، و تاوان من، بابت این تصمیم احمقانه. برای من همه‌ چیز، مرده است. پدر مرده است، مادر مرده‌است، خواهر و برادر مرده است، استاد مرده‌ است، کار مرده‌است. رفیق و دوست مرده است، وطن مرده است و حتی سیگاری که توی دستم بود هم مرده است. تنها، زنده‌ترین چیزی که برایم مانده و تنها و تنها ، تو هستی. تو هم نباشی، دیگر من می‌مانم و تک تک کسانی که دلمان را شکستند. دل تو را شکستند. و ای کاش، آن روز، گول نمی‌خوردم. زندگی من شد، گول خوردن! خانواده همه چیزه! خانواده پایت را می‌شکند! خانواده آرامشت را می‌گیرد! خانواده به روی تو شلیک می‌کند! خانواده تنها تاوان است و تاوان! خانواده دختری که دوست داری را نابود می‌کند و ازت می‌گیرد! خانواده تا لحظ آخر زندگی‌ات کنترل‌ات می‌کند! خانواده با تو بازی می‌کند تا فداکاری کنی در حالی که خودخواه‌ترینن و برایت تره هم خرد نمی‌کنند! خانواده در زندگی زناشویی‌ات دخالت می‌کند! خانواده زندگی‌ات را نابود می‌کند! به کسی که عاشقانه دوستش داری، توهین می‌کنند و دلش را می‌شکنند! و تو احمقانه احمقانه، میگی خانواده همه چیزه! و ای کاش، سفت بودم . چیزی که الان هستم بودم . چیزی که باید می‌بودم بودم . من رو ببخش... که از این پس، من آدم دیگری خواهم بود. دست‌هایت را خواهم گرفت. و بدها را از زندگی‌ات خط می‌زنم. از زندگی‌ خودم، خط می‌زنم. با هم می‌رویم به جای دور، برایت خانه‌ای می‌سازم، به رنگ سبز، سفید، ارغوانی، فیروزه‌ای، پر از گل‌های زیبایی که دوست داری، اتاقی که تمام شب، عطر تو را بگیرد، و پذیرایی که بوی گل و قهوه، فضایش را پر کند. خانه‌ای می‌سازم پر از عشق. پر از محبت، پر از وفاداری. شکوفه‌های درخت گیلاس، توی حیاطش، و بوی شکوفه‌های بهارنارنج. کتاب‌خانه‌ای با کتاب‌های رنگی. خانه‌ای پر از گرمای عشق. دستانت را می‌گیرم و به هر جا خواستی می‌برم. من آن کسی هستم که برایت جان می‌دهم و برایت زندگی می‌کنم. خانه‌ ما، پر احساس و موسیقی است، برایت گیتار و پیانو می‌نوازم. روزهای قشنگ ما هنوز رخ نداده است. حال که وقت قربانی کردن رسیده، بدها را رو به قبله، قربانی‌ می‌کنیم و هر چیز بد را به پایان می‌سپاریم و با هم آغازی زیبا خواهیم داشت. و این بار، همه چیز من، همه چیز من تو هستی .. من برایت، نفس می‌کشم، و روزهای قشنگ، در انتظارند، تا به آن‌ها برسیم. روزهای قشنگ ما نیز می‌رسند. و این بار، بدون هیچ ناراحتی، به سوی خوشبختی خواهیم رفت. به امید خدا.</p><p>برای <a href="#" rel="nofollow"><span style="color:hsl(0,87%,60%);"><strong>رها</strong></span></a></p><p>☕ <span style="font-family:Vazir;font-size:16px;">برای هاتف </span><a href="https://www.coffeete.ir/hatef" target="_blank" rel="nofollow"><span style="color:rgb(161,130,99);"><strong>قهوه بخر</strong></span></a><br>🍕 <span style="font-family:Vazir;font-size:16px;">برای هاتف </span><a href="https://hatefnotes.ir/page/donate" target="_blank" rel="nofollow"><span style="color:hsl(18,90%,61%);"><strong>پیتزا بخر</strong></span></a></p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/61/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<category>عاشقانه‌ها</category>
	</item>
	<item>
		<title>[۱] آن روز قشنگ</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/60</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/60</guid>
		<pubDate>Wed, 06 May 2026 23:21:33 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[دوست داشتم، اینجا نبودم. دوست داشتم اینطور نبودم. درست در وسط سیاهی‌های افسردگی. دوست داشتم دستت را می‌گرفتم، و می‌رفتیم به جایی دور. خانه مان را با هم می‌ساختیم. دیوارهایش را، آن رنگی که تو دوست داری، می‌کردیم. وسایلش را آنطور که باب میل توست، می‌چیدیم. کتاب‌هایمان را در کتابخانه می‌چیدیم، میز کارم...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دوست داشتم، اینجا نبودم. دوست داشتم اینطور نبودم. درست در وسط سیاهی‌های افسردگی. دوست داشتم دستت را می‌گرفتم، و می‌رفتیم به جایی دور. خانه مان را با هم می‌ساختیم. دیوارهایش را، آن رنگی که تو دوست داری، می‌کردیم. وسایلش را آنطور که باب میل توست، می‌چیدیم. کتاب‌هایمان را در کتابخانه می‌چیدیم، میز کارمان را می‌گذاشتیم با دو صندلی کنار هم، با هم در منزل خودمان می‌نشستیم، دمنوشی را دم می‌کردیم، روی مبل راحتی‌مان می‌نشستیم، یا دم پنجره، و یا در مقابل تلوزیون، با هم صحبت‌ها می‌کردیم و صحبت‌ها می‌کردیم. دوست داشتم کنارت بودم و وجودت را زندگی می‌کردم. از این تنهایی، دیگر بدم می‌آید. انصافا می‌دانی که از این دوری، خسته و خسته‌ترم. دوست داشتم، با هم، کنار هم، این روزگار عمرمان را می‌گذراندیم. عمری که برای من، دیگر مدت زیادی نمانده. از همه چیز و همه کس، بریدم. حتی حال تحمل خودم را هم ندارم، چه برسد به کسانی که هر روز و هر ثانیه، ظلم کردند و ظلم می‌کند. اگر اینجا نبودم و اینجا نبودیم، دست قشنگت را می‌گرفتم و می‌بردم به جای دور... تو می‌دانی که به تنهایی، برای من کافی هستی. من تو را داشته باشم، دنیا را دارم، خودم را دارم، و تو تمام منی! تمام زندگی منی. و من تو را با هیچ اندازه‌ای که بشود اندازه گرفت، دوستت دارم. تو تمام وجود منی، و تو دلیلی برای تک به تک ثانیه‌هایی هستی که نفس در آن جریان داره. و خداوند، تو را برای من زیادی نبینه...</p><p>تا زمانی که نفس می‌کشم .. دوستت دارم ..</p><p>برای <a href="#" rel="nofollow"><span style="color:hsl(0,85%,62%);">رها</span></a></p><p>☕ برای هاتف <a href="/page/donate" rel="nofollow"><span style="color:hsl(30, 25%, 51%);"><strong>قهوه بخر</strong></span></a></p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/60/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<category>عاشقانه‌ها</category>
	</item>
	<item>
		<title>کانون مهندسان کامپیوتر کشور</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/59</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/59</guid>
		<pubDate>Wed, 06 May 2026 15:20:07 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سلام.
دیروز، بحثی با برادر داشتیم و صحبت این بود که کانون وکلای دادگستری، بالاخص کانون تهران، از وکلا حمایت نمی‌کند. در پاسخ گفتم که حداقل، وکلا یک اتحادیه دارند. این در حالی است که رشته من چنین کانون و اتحادیه‌ای ندارد. و هر شتری، سرش را داخل کرده، و کلاهبرداری می‌کند! از بشکه‌ای به نام مستر تیستر...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.</p><p>دیروز، بحثی با برادر داشتیم و صحبت این بود که کانون وکلای دادگستری، بالاخص کانون تهران، از وکلا حمایت نمی‌کند. در پاسخ گفتم که حداقل، وکلا یک اتحادیه دارند. این در حالی است که رشته من چنین کانون و اتحادیه‌ای ندارد. و هر شتری، سرش را داخل کرده، و کلاهبرداری می‌کند! از بشکه‌ای به نام مستر تیستر بگیرید تا محسن مدحج که معرف حضورتون هست! اگر ما یک اتحادیه داشتیم، سفت و سخت، با این کلاهبرداران مبارزه می‌کردیم! با برگزار کننده‌ دوره‌های بیا برنامه نویس شو و میلیاردر شو! رشته‌ای که من خواندم، در ایران، هر روز ذلیل‌تر از دیروز است. بحدی که مسیر جدا کرده و مشغول انجام کار دیگری هستم!</p><p>دردناک است که دوست من مجید، که کل مقاطعش را دولتی و دانشگاه تاپ خوانده، دکترای هوش مصنوعی از دانشگاه تهران داره، بره توی چاپ‌ خونه، التماس آدم‌های چند درجه از خودشان پایین‌تری چون من را بکند که تورو خدا بیا و یک کتاب بنویس که من پورسانت بگیرم از چاپ‌خونه (انتشارات). و آدم رذلی چون محسن مدحج، اینطور بتازاند و جیب مردم را خالی کند. اتحادیه، هرچقدر بد، هر چقدر فاسد، بهتر از نداشتن اتحادیه است. مجید و امثال مجید، بیکار، یک سری آدم برای نصب ساده جوملا و دروپال، ۲۰ میلیون و ۳۰ میلیون می‌ذارن جیبشون. مابقی هم که دلشان می‌خواهد کار کنند و مانند من، افسرده نیستند، باید برن سیستم وبلاگ‌نویسی توسعه بدهند ک دو فردای دیگه، تعداد سیستم‌های وبلاگ‌نویسی، از تعداد وبلاگ‌نویسان بیشتر بشه.</p><p>++ معلوم نیست در این دنیا چه خبر است؟<br>++ واقعا فالو می‌کنید برای فالو بک؟ چقدر زننده! چقدر بدبختید شما! من فالو می‌کنم برای خواندن! نه برای بک دادن! اگر انقدر بدبختید که چیزی ندارم بهتون بگم<br>++ ادامه مطلب، پستی خصوصی است. فقط به دوستان رمز داده می‌شود (لطفا درخواست کنید)</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/59/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		<category>روزنوشته</category>
	</item>
	<item>
		<title>پراکنده‌های ۱۳ اردیبهشت، ۸۵</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/58</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/58</guid>
		<pubDate>Mon, 04 May 2026 00:56:31 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سلام.
می‌خواستم، موضوعی دیگر با نام شب نوشته بسازم و پست‌هایی که در ۰۰:۰۰ تا ۰۲:۰۰ نوشته می‌شن رو توش بنویسم. ولی همون دسته روزانه براش کافیه. روزانه، نه به معنای روز (هوای روشن)، که به معنای روز، که همان یک سیصد و شصت و پنجم یک سال است.
  XXXXX   | درود بر تن ماهی
امشب و باز تن‌ماهی. البته تن ماهی...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.</p><p>می‌خواستم، موضوعی دیگر با نام شب نوشته بسازم و پست‌هایی که در ۰۰:۰۰ تا ۰۲:۰۰ نوشته می‌شن رو توش بنویسم. ولی همون دسته روزانه براش کافیه. روزانه، نه به معنای روز (هوای روشن)، که به معنای روز، که همان یک سیصد و شصت و پنجم یک سال است.</p><p><a href="#" rel="nofollow"><span style="background-color:hsl(60,75%,60%);color:hsl(0,0%,0%);"><strong>  XXXXX  </strong></span></a><span style="color:hsl(0,0%,0%);"><strong> | درود بر تن ماهی</strong></span></p><p>امشب و باز تن‌ماهی. البته تن ماهی دوست دارم. اگر یک پیتزای پپرونی خیلی خوشمزه، با سس مخصوص را در دست راستم، و تن ماهی درجه یک ( نه تن ماهی بی‌نام و نشون )، را در دست چپم بگذارند، بدون شک انتخاب من برای خوردن آن پیتزای پپرونی خواهد بود! تن ماهی دوست دارم ولی عقلم سر جایش است! 😂 ، که بین تن ماهی و پیتزا، پیتزا را بایستی انتخاب کنم. تن‌ماهی رفیق روزهای سخت من است. روزهای خیلی سخت. روزهایی که بی‌پول بودم و سرم، پروژه به پروژه کلاه می‌رفت، و یک صدم درآمدی که حقم بود را می‌گرفتم، برای چیزی به اسم رزومه، که از آن روزها، هیچ نمانده. اشتباهاتی پشت اشتباهات. اما آنقدر از آنها درس گرفتم، که با هر بار تن‌ماهی خوردن، می‌گویم که به یاد بیاور. به یاد بیاور.....</p><p><a href="#" rel="nofollow"><span style="background-color:hsl(60,75%,60%);color:hsl(0,0%,0%);"><strong>  XXXXX  </strong></span></a><span style="color:hsl(0,0%,0%);"><strong> | یوگی و دوستان</strong></span></p><p>تمامی حرف‌ها بهانه است. بهانه! یوگی و دوستان، برای خودشان، جایی را باز کردند و منتش را سر مابقی آدم‌ها می‌گذارند. خودشان غنائم را میان خودشان تقسیم می‌کنند، و به ریش من و شما می‌خندند. برای اینکه شما راحت باشید، در پوستی ظاهری، و آن پشت، برای خودشان و خودشان و خودشان. فکر می‌کنم، سال‌های زیادی است که میان شما زندگی کردم! دیگر می‌دانم که چه کار می‌کنم. برایم مهم نیست. من توکلم به خداست. اگر خدا بخواهد می‌شود و شما، شما، همینطور دست و پا بزنید! یوگی و دوستان! به کام یوگی و دوستان، به منت بر سر بقیه! خودتانید! این مسیر را ما آب‌پاشی کرده بودیم.</p><p><a href="#" rel="nofollow"><span style="background-color:hsl(60,75%,60%);color:hsl(0,0%,0%);"><strong>  XXXXX  </strong></span></a><span style="color:hsl(0,0%,0%);"><strong> | سرویس وبلاگ</strong></span></p><p>بدون شک، به من ارتباطی ندارد که چه کسی، چه کاری می‌کند، و قطعا به نفع من کاربر است، که میان ۱۰ سرویس وبلاگ‌نویسی، یکی را انتخاب کنم، و یا میان ۱ سرویس، مجبور به استفاده از همان یک سرویس شوم. وظیفه من، حمایت از هر سرویسی است، که عملکرد بهتری دارد، و کاربران راضی بیشتری دارد. نکته‌ای که وجود دارد این است که اکنون، نکته‌ای عجیب به وجود آمده است. و آن این است که ما اکنون، سه رقیب بزرگ داریم ( به همراه مشکلات جدی شان )، به نام بلاگفا، بلاگ‌اسکای و بلاگیکس! و پس از آن، چندین سرویس بزودی دیگر که یکی از آن سرویس‌ها، حداقل، مشغول سرویس‌دهی و خدمت‌رسانی است. امید است که این دوستان گرامی، تمامی جوانب این کار را سنجیده باشند و مجددا مانند بلاگ بیان، زخمی‌ دگر، به کلیت وبلاگ‌نویسی، وارد نکنند. و بدانند که وارد چه راهی شدند و خطرات آن چیست. جهت راهنمایی بیشتر عرض کنم که به علت محدودیت‌های فعلی اینترنت، افراد وبلاگ را انتخاب کردند. دوستانی داشتم که کانال نویس بودند و به وبلاگ‌نویسی روی آوردند ( و می‌دانم که همیشگی نیست و به همان کانال باز خواهند گشت ). دوستانی داشتم که فعالیتشان در اینستاگرام بود و حالا در وبلاگ فعالیت می‌کنند. حال در ابتدا، بلاگیکس در دسترس بوده، در بلاگیکس فعالیت کردند. حال این هنر بلاگیکس است که بتواند آنها را وبلاگ‌نویس کند، یا پس از آزاد شدن اینترنت که احتمال دوری نیست، به صورت سقوط آزاد، کاربر از دست بدهد. اگر این سرویس‌ها، از حالا، کاربرانشان را (مخصوصا کاربران سود ده و هزینه کن) از دست بدهند، حیات سرویس به خطر خواهد افتاد. ساخت یک سرویس، صرفا برنامه‌نویسی آن نیست. از طرفی تعدد آنها، با وجود رقبای قدر خارجی، باز ریسک بزرگی است. امیدوارم که سرویس‌های عالی داشته باشیم. اما، من، به عنوان یک برنامه‌نویس، تصمیمم از ابتدا ( دو سال پیش )، این بوده که در فکر توسعه سرویس وبلاگ‌نویسی نباشم و اگر سرویسی وجود داشت که خوب بود، و من را اذیت نمی‌کرد، در آن ثبت نام و فعالیت کنم و به هر شکل ممکن، از آن حمایت کنم. اگر همه با یک فکر حرکت کنیم، بسیار کمیک خواهد بود که تعداد سرویس‌های وبلاگ‌نویسی، از تعداد وبلاگ‌نویسان، بیشتر شود. اگر درست پیش‌بینی نکنیم و درست فکر نکنیم و درست تصمیم نگیریم، شاید بتوانیم سرویسی را سر پا کنیم، اما اینکه این سرویس بتواند راه برود و بماند، و به حیات خود ادامه دهد، این احتمالا چالش بزرگی خواهد بود که اگر آماده نباشیم، قطعا زمین خواهد خورد. </p><p><a href="#" rel="nofollow"><span style="background-color:hsl(0,80%,74%);color:hsl(0,0%,0%);"><strong>  XXXXX  </strong></span></a><span style="color:hsl(0,0%,0%);"><strong> | یاد بگیر دیگه!</strong></span></p><p>کلی فیلم و سریال ساخته شده، تا به پدر و مادرها، یاد بدهد که آقا و خانم! مثلا محترم! در زندگی فرزندت دخالت نکن! تو شکل دستشویی کردنش دخالت نکن! تو شکل درس خوندنش دخالت نکن! تو شکل زندگی کردنش دخالت نکن! اینکه چی بخونه دخالت نکن! کدوم دانشگاه میره دخالت نکن! کجا میره دخالت نکن! با کی رفاقت می‌کنه دخالت نکن! تو ازدواجش دخالت نکن! کی رو دوست داره دخالت نکن! چوب لای چرخ ندار! نمونه واضح،‌ سریال ستایش! شاید من و شما این سریال رو زباله‌ای بیش ندونیم، اما این پدرمادرها هر شب، پای این سریال نشستن! متوجه فتنه عروس و مسخره بازی و کارهای خاله زنکیش شدن!‌ اما واضح‌ترین پیام سریال که بچه‌ات، برده‌ات نیست! نشدن! و این جز از کسانی که عقب‌مانده هستن، بر نمی‌آید! هرچقدر هم سناریو نوشته بشود، کارگردان گروه جمع کند، چند صد قسمت فیلم و سریال ساخته شود، باز، جوانی، در حسرت زندگی که دوست دارد، در حسرت، یاری که دوستش دارد، در حسرت رشته و دانشگاهی که دوستش دارد، در حسرت دوستی که دوستش دارد، در حسرت شغلی که دوستش دارد و در چند صد و چند صد حسرت، خواهد سوخت! می‌دانم رادیکال است، اما همچین پدر و مادرهایی ، متعلق به نسل عقب‌افتادگانند، و هیچ وقت درست نمی‌شوند! هیچ وقت! لااقل نسل بی‌چاره و درمانده ما، یاد بگیرد! لااقل ما یاد بگیریم!</p><p>والسلام...</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/58/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>روزنوشته</category>
	</item>
	<item>
		<title>آپتایم ۹۹.۹</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/57</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/57</guid>
		<pubDate>Sat, 02 May 2026 22:29:20 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سلام.
زیاد مزاحمتان نمی‌شوم. راستش را بخواهید، تقریبا از دو روز پیش، دسترسی به پنل خود برای نوشتن پستی جدید نداشتم و همین باعث شد که اولا، سرد شوم نسبت به نوشتن، و ثانیا فکر کنم و شاید به جای بیشتر نوشتن، عمیق‌تر نوشتن را ادامه دهم. میان ما وب‌مسترها، اصطلاحی وجود دارد به اسم آپتایم! وقتی که می‌خواه...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.</p><p>زیاد مزاحمتان نمی‌شوم. راستش را بخواهید، تقریبا از دو روز پیش، دسترسی به پنل خود برای نوشتن پستی جدید نداشتم و همین باعث شد که اولا، سرد شوم نسبت به نوشتن، و ثانیا فکر کنم و شاید به جای بیشتر نوشتن، عمیق‌تر نوشتن را ادامه دهم. میان ما وب‌مسترها، اصطلاحی وجود دارد به اسم آپتایم! وقتی که می‌خواهیم سرور، و یا هاستی را خریداری کنیم، به درصد آپتایم آن توجه می‌کنیم. معمولا توسعه دهنده‌های سرویس، این مقدار رو با استفاده از روش‌های فنی، در طول زمان، اندازه می‌گیرند و درنهایت به عددی می‌رسند. معمولا اگر عدد ۱۰۰٪ بود، آن را ۹۹.۹٪ می‌نویسند. آپتایم، مقدار بالا بودن و در دسترس بودن سرور و سیستم، در طول سال است. اگر مقدار آن ۱۰۰ درصد باشد، یعنی به طور کامل، در هفت روز هفته، در ۳۶۵ روز سال، حتی یک میلیاردم ثانیه‌ هم ما قطعی نخواهیم داشت! و کاملا سرور وصل خواهد بود. اما معمولا، مقدار آپتایم را ۹۹.۹٪ می‌زنند، چون هیچ شرکتی، نمی‌تواند تضمین کند که سرورش در یک سال ۱۰۰ درصد فعال است! ممکن است بنا به شرایطی، چندین ساعت در طول سال،  قطع شود!</p><p>اما اکنون، این فقط تبدیل به یک شعار شده است! سه روز است که به بلاگیکس دسترسی نداشتم! که قطعا تقصیر بلاگیکس نیست. در نهایت، بلاگیکس نیز مشتری یک تامین‌کننده سرور است که او، متاسفانه سرویسش با خطا مواجه شده است! قبلا هم این اتفاق افتاده بود و به بلاگیکس دسترسی نداشتم! خیلی فاجعه است که یک سرور، چند روز قطع باشد! پس عملا،‌ آپتایم ۹۹.۹٪ روی هواست!  شما روی ۵۰٪ حساب کنید، چون ممکن است یک خط درمیان، سرویس شما از کار بیفتد. اینجا تنها دلخوشی ما وبلاگ‌نویسان، و ایضا گردانندگان آن است ... اینترنت بین‌المللی که خاک بر سرتان! وصل نکردید!‌لااقل بگذارید این چند سایت داخلی که از آنها استفاده می‌کنیم و تلاش می‌کنیم در آنها زندگی کنیم، برای ما بماند! خسته کننده کردید این زندگی را که خدا زندگی‌تان را بگیرد. بس که ما را اذیت می‌کنید! </p><p>تنها دلخوشی من، همین وبلاگ نصفه نیمه است که همین را هم باید تحمل کنیم. قطعی آن را تحمل کنیم. و حتی گردانندگان اینجا نیز باید تحمل کنند! کسب و کارشان مانند بادبادک، هی به هوا می‌رود و به زمین می‌نشیند.. این را نوشتم.. پست اصلی را می‌گذارم برای فردا... </p><p>شب بخیر..</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/57/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>روزنوشته</category>
	</item>
	<item>
		<title>گزارش ۴ : بیش از ۶۰ روز خاموشی (۱۰اردیبهشت۸۵)</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/56</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/56</guid>
		<pubDate>Thu, 30 Apr 2026 00:50:48 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سلام.
باز نیمه‌شب شد و من پست نوشتم، در حالی که باید صبح‌ها بنویسم. البته عزیزانی که ما را دنبال کردن، از بخش گشت و گذار می‌توانند در قسمت دنبال شده‌ها، ما را بخوانند. اما زحمتی که کشیده بودم، واقعا برام جذاب بود، که زودتر این پست را بزنم. پس برای مطالعه آن، ادامه مطلب را بخوانید. ]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.</p><p>باز نیمه‌شب شد و من پست نوشتم، در حالی که باید صبح‌ها بنویسم. البته عزیزانی که ما را دنبال کردن، از بخش گشت و گذار می‌توانند در قسمت دنبال شده‌ها، ما را بخوانند. اما زحمتی که کشیده بودم، واقعا برام جذاب بود، که زودتر این پست را بزنم. پس برای مطالعه آن، ادامه مطلب را بخوانید. </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/56/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<category>وبلاگ‌نوشته‌ها</category>
		<category>گزارش‌ها و اطلاعات</category>
	</item>
	<item>
		<title>عشق</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/55</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/55</guid>
		<pubDate>Wed, 29 Apr 2026 11:17:04 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سلام.
دیشب، شب سختی بود. معمولا شب‌های سختی دارم ولی بعضی‌ شب‌ها، مثل دیشب، خیلی سخت می‌شن. فکر می‌کردم به روزهایی که عذاب کشیدم. خاطراتم داشتن اذیتم می‌کردن. روزی که یه کاری کردن، من آبروم پیش یار رفت! و سکوت می‌کردم و نمی‌گفتم که از این طرف دارن چه کار می‌کنن! اینکه هم از این طرف، تحت فشارم، هم از...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.</p><p>دیشب، شب سختی بود. معمولا شب‌های سختی دارم ولی بعضی‌ شب‌ها، مثل دیشب، خیلی سخت می‌شن. فکر می‌کردم به روزهایی که عذاب کشیدم. خاطراتم داشتن اذیتم می‌کردن. روزی که یه کاری کردن، من آبروم پیش یار رفت! و سکوت می‌کردم و نمی‌گفتم که از این طرف دارن چه کار می‌کنن! اینکه هم از این طرف، تحت فشارم، هم از اون طرف. وقتی که در جنگ ۱۲ روزه، مردم و زنده شدم،‌ وقتی در آخرین دیدار، نذاشتن که با او، دل سیر دیدار کنم. آن دیدار آخر بود و ۵ ماه است ندیدمش! بدترین درد انسان، عشقه، و عشق نباشه، این زندگی هیچ معنی نداره. هیچ آهنگ قشنگی ساخته نمی‌شه و شما احساسات آن آهنگ را درک نخواهید کرد. عشق با اینکه درده،‌ وجودش به اندازه نفس کشیدن مهمه..</p><p>و من تاوان بسیار سنگینی، برای عشق دادم. بسیار سنگین. و من خودخواه نیستم! برای من فقط خوشحالی و خوشبختی یار، می‌جنگم.. حتی اگر برای من نباشه. حتی اگر توی سرنوشتم این باشه.. دیروز بحث خورشت به شد و گفتم تو خیلی خوشمزه درست می‌کنی و دلم برای دست پختت تنگ شده. ناگهان گفت از خودم بدم می‌آید. آن روزی که من بهت خورشت به دادم، خیلی اذیتت کردم و با اون وضعیت فرستادمت رفتی! چون ازت خیلی عصبانی بودم و تو نگفتی که خانوادت چی‌ کار دارن می‌کنن و من فکر می‌کردم مشکل تویی. بابتش عذاب وجدان دارم. ناگهان یاد اون روز افتادم که توی سرما، بیرون نشسته بودم تنهایی خورشت به می‌خوردم. و بعد پیاده به سمت خانه برگشتم.. و با سیگار بغضم را قورت می‌دادم. روز سختی بود انصافا. من تاوان زیادی برای عشق دادم. اما بدون عشق هم نمی‌توان زندگی کرد. دلم انصافا برایش خیلی تنگ شده و نمی‌بخشم.  زندگی برای من، پستی‌های زیادی داشت و زیاد به زمین خوردم. ایستادم تا ببینم چه می‌شود. و فقط خوشبختی اوست که برام مهمه. حتی اگر بدونم مال من نیست.. تمام گل‌های باغچه دلم پژمرده و نابود شدند. افسردگی، افسردگی شدید، هدیه اینا به من بود و من نمی‌گذرم.. قول می‌دهم.. فراموش نمی‌کنم. شاید اینا درس هست! و کائنات داره بهم می‌گه که دو فردای دیگه دوره نیفتی و خواهر و خواهر کنی! مادر مادر کنی! اینا تا تونستن، تا تونستن زدن! و ذره‌ای رحم هم نکردن! ایرادی ندارد.این انتخاب من بود.</p><p>روزهای خوب، شاید بیان و شاید نیان، اما دل من به عشق زنده شده بود و جز عذاب،‌ برای من آورده‌ای نداشت. من از زندگی فقط یک سری حداقل‌ها را می‌خواستم و خداوند، آنها را به من نداد.. دلم برای تهران تنگ شده، چون همیشه به من افسردگی داد. دردهایم را در خیابان‌های تهران دیدم.. و ویران شدم. اما به زندگی ادامه می‌دهم... به امید اینکه شاید روز خوب بیاد.</p><p>عشق را فراموش نکنید و حتی اگر دردناک است، عاشق بمانید...</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/55/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		<category>وبلاگ‌نوشته‌ها</category>
		<category>روزنوشته</category>
		<category>خاطرات گذشته</category>
	</item>
	<item>
		<title>جزیره</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/54</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/54</guid>
		<pubDate>Tue, 28 Apr 2026 14:56:23 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[کار کوتاه جزیره با صدای دوست عزیزم، مجید عزیزی
میکس این کار توسط بنده انجام شده است. خوشحال می‌شوم آن را بشنوید.

   صدا : جزیره مجید عزیزی | میکس:هاتف
 
 
   مرورگر شما از پخش صدا پشتیبانی نمی‌کند.   دانلود
Na-Minji 


  ]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کار کوتاه جزیره با صدای دوست عزیزم، مجید عزیزی</p><p>میکس این کار توسط بنده انجام شده است. خوشحال می‌شوم آن را بشنوید.</p><div class="raw-html-embed"><div style="font-family: 'Vazirmatn', sans-serif; direction: rtl; max-width: 320px; margin: 20px auto; background: #565656; border-radius: 20px; box-shadow: 0 10px 30px rgba(0,0,0,0.1); overflow: hidden; text-align: center;">
<div style="position: relative;"> <img src="https://dl.blogix.ir/20260428162442790455.webp" style="width: 100%; height: 250px; object-fit: cover; display: block;"> <div style="position: absolute; bottom: 0; left: 0; right: 0; background: linear-gradient(to top, rgba(0,0,0,0.7), transparent); padding: 20px 10px 10px;"> <h3 style="margin: 0; color: #fff; font-size: 18px;">صدا : جزیره</h3> <p style="margin: 5px 0 0; color: #eee; font-size: 12px;">مجید عزیزی | میکس:هاتف</p> </div>
</div> 
<div style="padding: 15px; background: #565656;"> <audio controls="" style="width: 100%; height: 35px; outline: none; border-radius: 20px;"> <source src="https://hatefblog.ir/ups/Majid_Jazire_1.mp3" type="audio/mpeg"> مرورگر شما از پخش صدا پشتیبانی نمی‌کند. </source></audio> <div style="margin-top: 15px; display: flex; justify-content: space-between; align-items: center;"> <a href="https://7upload.com/view/Majid_Jazire_1-or4dlpt.mp3/" download="https://7upload.com/view/Majid_Jazire_1-or4dlpt.mp3/" style="text-decoration: none; background: #f3f3f3; color: #555; padding: 8px 15px; border-radius: 20px; font-size: 12px; font-weight: bold;" rel="nofollow">دانلود</a>
<a href="https://nabikkum.blogix.ir/" style="font-size: 10px; color: #aaa;">Na-Minji </a>
</div>
</div>
</div> </div><p> </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/54/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		<category>پروژه‌ها و کارها</category>
		<category>کارها: پادکست و صوت</category>
	</item>
	<item>
		<title>چه بارونی</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/53</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/53</guid>
		<pubDate>Tue, 28 Apr 2026 12:41:25 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[امروز چه بارونی می‌آد. باور نکردنیه که من سیگار رو شش روزه که کنار گذاشتم. می‌دانید چرا باورنکردنی شده برام؟ من شش ماه سیگار کشیدم. حتی شده روزی ۳ پاکت هم سیگار کشیدم. برندهای مختلف، مانند وینستون، کنت و حتی بهمن را تست کردم. اما به سادگی گذاشتم کنار! نه اعصابم خراب شده! نه حالم بده! نه حتی هوس می‌ک...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>امروز چه بارونی می‌آد. باور نکردنیه که من سیگار رو شش روزه که کنار گذاشتم. می‌دانید چرا باورنکردنی شده برام؟ من شش ماه سیگار کشیدم. حتی شده روزی ۳ پاکت هم سیگار کشیدم. برندهای مختلف، مانند وینستون، کنت و حتی بهمن را تست کردم. اما به سادگی گذاشتم کنار! نه اعصابم خراب شده! نه حالم بده! نه حتی هوس می‌کنم. شاید مغزم اینطور شرطی شده که کشیدن سیگار که بری بیرون و بایستی و بکشی، حس و حالش نیست . ولش کن! یعنی مساله کلا انتخابی بود! و در کمال ناباوری!! ویپ را هم ترک کردم! واقعا ترک ویپ خیلی خیلی سخت بود! نمی‌تونستم ترک کنم! تا اینکه گذاشتمش کنار و سیگار کشیدم! شش ماه است که به ویپ لب نزدم! ویپی که اگر مصرف نمی‌کردم، می‌ترکیدم! ولی شش ماه است مصرف نکردم‌! و حالا به سادگی با ترک سیگار، هم ویپ و هم سیگار را ترک کردم! مردم سیگاری می‌شوند و با شش ماه ویپ کشیدن، ترک می‌کنن! من برعکس شدم! من ابتدا از ویپ آغاز کردم و به سیگار رسیدم و سپس ویپ را با سیگار ترک کردم! و پس از ان سیگار را ترک کردم! البته برای شش روز، کاپ افتخار بالا سر گرفتن، احمقانست. هر زمان که ۴۰ روز شد که سیگار نکشیدم، می‌توانم اعلام کنم که کلا هاتف دود را به پایان رساند و تجربه بسیار بد و مزخرفی بود که آن روز بهش خواهم پرداخت.</p><p>از طرفی، برای این جنگ بزرگ، واجب است که من هیچ دلبستگی و اعتیادی نداشته باشم! این جنگ، سیگار را نمی‌طلبه! ویپ رو نمی‌طلبه! و سیگار و دود و این چیزها،‌من رو می‌بره توی موضع ضعف! پس خوب شد که این روزها تمام شد که بتوانم برای حمله آماده شم. از دیروز، ورزش جزیی آغاز کردم! برای همون جنگی که هست و من به این چیزها و به این قدرت نیاز دارم.</p><p>داشتم در مورد هوا صحبت می‌کردم! چه قدر خوبه! نعمت‌های الهی بلاخره آمدند و خدا بلاخره به این کشور داره نگاه می‌کنه... خدایا شکرت. و اینکه بخش درباره ما و مانیفست رو ساختم و بزودی بقیش رو میسازم. و این بحث ورزش و سیگار رو نوشتم که بگم، می‌شه آدم از خودش چیزهای بد رو بکنه! و اگر شما هم دوست دارین با من ورزش کنین و برنامه ورزشی اوکی کنیم، این زیر نظرات قشنگتون رو بنویسید تا یک صفحه با هم بسازیم و همدیگر رو تشویق کنیم برای ورزش کردن و انجام کارهای درست! برنامه‌هایی بیشتر از این دارم. اگر تکلیفم روشن شود، شروع می‌کنم. از جنگی که درگیرش هستم باید خلاص شوم.</p><p>و در نهایت، اینجا وبلاگ من است که در آن از روزهایم می‌نویسم. از تجربه‌هایم و بزودی کارهای باحالی که قراره با هم بکنیم. فقط کافیست امیدوار باشید و صبر کنید تا همه حالمون خوب بشه.</p><p>ارادتمند</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/53/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		<category>وبلاگ‌نوشته‌ها</category>
		<category>روزنوشته</category>
	</item>
	<item>
		<title>تکرار مکررات</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/52</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/52</guid>
		<pubDate>Mon, 27 Apr 2026 23:41:29 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سلام.
باورتان نمی‌شود که چقدر، حرف‌های تکراری را تکرار کردیم! به هر زبانی که ممکن بود! مودبانه، مخلصانه، اعتراضی، بی‌ادبانه و هر روشی را که فکرش را بکنید رفتیم! انگار نمی‌شود که نمی‌شود! و خسته‌تر از دیروز، مدام تکرار می‌کنیم، که اینترنت، حق اساسی انسان امروز است! بستن اینترنت، نه تنها بستن صدای آدم...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.</p><p>باورتان نمی‌شود که چقدر، حرف‌های تکراری را تکرار کردیم! به هر زبانی که ممکن بود! مودبانه، مخلصانه، اعتراضی، بی‌ادبانه و هر روشی را که فکرش را بکنید رفتیم! انگار نمی‌شود که نمی‌شود! و خسته‌تر از دیروز، مدام تکرار می‌کنیم، که اینترنت، حق اساسی انسان امروز است! بستن اینترنت، نه تنها بستن صدای آدم‌هاست، که بستن شریان تنفس اقتصادی آن‌هاست! ما هم مظلومیم!  بستن اینترنت ظلم است و ما مظلومیم! شما که فریاد حمایت از مظلومین جهان سر دادید، چرا همین مظلوم‌های کشور خودتان را نمی‌بینید؟ خسته شدیم از بس تکرار مکررات کردیم که نکنید! نکنید! جنگ تمام شد و با وقاحت بی‌حد و اندازه، به قطع بودن اینترنت ادامه می‌دهید! قطع بودن اینترنت، یعنی دست انداختن در گلوی مردم! و قول به شما می‌دهم که آن‌طور که فکر می‌کنید پیش نمی‌رود ( البته اگر حتی کمی‌ فکر کنید! ). دائم فریاد می‌زنیم که اینترنت را باز کنید. اینترنت شریان اقتصاد است. هر متخصصی فریاد می‌زند که ضرر بسته بودن اینترنت فاجعه است و ضررهای هنگفتی به کشور می‌زند! اما انگار نه انگار . فقط خلق بحران! قطع اینترنت، یعنی تیر زدن به پای خود! اما مگر می‌فهمند؟ مگر گوش می‌دهند؟ </p><p>در کره جنوبی، اینترنت را رایگان کردند، چون معتقد هستند که چون از هوا و نفس کشیدن انسان‌ها پول در نمی‌آوریم، از اینترنت نیز در نخواهیم آورد. وقتی شما اینترنت را بستید، یعنی راه هوای مردم را بستید. بیش از ۳۰۰ هزار نفر در سایت جابینجا، رزومه ارسال کردند! اگر این فاجعه را نمی‌فهمید، احتمالا بزودی، شما نیز یکی از آن ارسال کننده رزومه خواهید بود. هر دقیقه، وضعیت، بدتر و بدتر می‌شود. اجناس گران و گران‌تر. نه کسی می‌تواند حقوق بدهد و نه اجاره! هرکسی نیز حرف می‌زند، و می‌خواهد کمک کند، دشمن می‌دانید و می‌بندید! وجود اینترنت پرو، توهین واضح به مردم بود! یعنی درد امنیت نیست! درد این است که می‌خواهیم بیشتر در این شرایط سخت، دست در جیبتان کنیم! تازه برای همین هم ما انتخاب می‌کنیم که شما نه، فلانی بله!</p><p>خود دانید، دائما، مکررات را تکرار می‌کنیم و هیچ و هیچ و هیچ! فرموده بودند که اینترنت را باز می‌کنیم و گردنمان را پای وعده‌هایمان می‌دهیم! دیدیم! این را هم دیدیم! باز هم تکرار می‌کنم که اینترنت را باز کنید، اینقدر با مردم دشمنی نکنید....</p><p>خود دانید ...</p><p>این آخرین صحبت من در مورد وضعیت اینترنت بود ... چون دیگر خسته شدم.... لااقل کلمه ملی را از این فاجعه‌ای که ساختید بردارید! بزنید اینترنت مسدود!</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/52/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>روزنوشته</category>
	</item>
	<item>
		<title>برادر</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/51</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/51</guid>
		<pubDate>Sun, 26 Apr 2026 23:36:05 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[این اولین پست تلگراف من است. تلگراف، نوشته‌های خاص من است.
به ادامه مطلب رفت]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این اولین پست تلگراف من است. تلگراف، نوشته‌های خاص من است.</p><p>به ادامه مطلب رفت</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/51/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		<category>تلگراف (واکنش)</category>
	</item>
	<item>
		<title>گزارش ۳ : ۵۷ روز بی‌اینترنتی ۰۶ اردی‌بهشت ۸۵</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/50</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/50</guid>
		<pubDate>Sun, 26 Apr 2026 04:28:33 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[۵۷ روز شد، که ارتباط ما رسما با دنیا قطع شده است و رسما خاموش هستیم. در این حین، در گزارش قبلی نیز به آن اشاره شد، سیمکارت‌های پرو (همان سفید) هم در حال عرضه شدن است و موضع ما در مورد این موضوع، به طور کامل، در این نوشته عرض شده است و اکنون نیز اعلام می‌دارم که من حالم بد می‌شود از اینکه اینترنتی دا...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>۵۷ روز شد، که ارتباط ما رسما با دنیا قطع شده است و رسما خاموش هستیم. در این حین، در <a href="/post/42/" rel="nofollow">گزارش قبلی</a> نیز به آن اشاره شد، سیمکارت‌های پرو (همان سفید) هم در حال عرضه شدن است و موضع ما در مورد این موضوع، به طور کامل، در این نوشته عرض شده است و اکنون نیز اعلام می‌دارم که من حالم بد می‌شود از اینکه اینترنتی داشته باشم که شخصی دیگر آن را ندارد. پس به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی، چنین اینترنتی را دریافت و استفاده نخواهم کرد. حتی بنده، اقدام به خرید فیلتر شکن نیز ننموده‌ام. نظریاتم هم در این موضوع بسیار رادیکال است. همراه من باشید در ادامه مطلب تا گزارشات امروز، ۰۶ <a href="#" rel="nofollow"><span style="color:hsl(227, 81%, 39%);"><strong>اردی‌بهشت</strong></span></a> را خدمت شما عرض کنم.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/50/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		<category>گزارش‌ها و اطلاعات</category>
	</item>
	<item>
		<title>گزارش ۲: ۵۰ روز بی‌اینترنتی، ۲۹ فروردین ۸۵</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/42</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/42</guid>
		<pubDate>Sat, 18 Apr 2026 22:12:33 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سلام،
مدتی بود که دست و دلم به نوشتن نمی‌رفت، البته در این مدت پروژه‌هایی انجام دادم و تلاش کردم که از روزهایم استفاده بهینه کنم. حال اینکه موفق شدم یا خیر، این را نمی‌دانم. در ادامه، گزارشات این روزها به عنوان گزارش شماره ۲ را مطالعه می‌فرمایید.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام،</p><p>مدتی بود که دست و دلم به نوشتن نمی‌رفت، البته در این مدت پروژه‌هایی انجام دادم و تلاش کردم که از روزهایم استفاده بهینه کنم. حال اینکه موفق شدم یا خیر، این را نمی‌دانم. در ادامه، گزارشات این روزها به عنوان گزارش شماره ۲ را مطالعه می‌فرمایید.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/42/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<category>وبلاگ‌نوشته‌ها</category>
		<category>گزارش‌ها و اطلاعات</category>
	</item>
	<item>
		<title>گزارش ۱ : ۴۰ روز بی‌اینترنتی، ۲۴ فروردین ۸۵</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/32</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/32</guid>
		<pubDate>Mon, 13 Apr 2026 06:20:28 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سلام.
بسیار خوش آمدید به پست گزارشات، در این پست، من مشاهدات و گزارشات و آپدیت‌هایی را برای شما می‌نویسم، تا شما از آنها اطلاع پیدا کنید. این شکل از نوشته را از وبلاگ محمدرضا برداشتم که یه چیزی شبیه بازی تاج و تخت درست کرده بود، اما من نامش را عوض کردم. البته بخش گزارشات در ابتدا هم بوده، اما شکل نو...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.</p><p>بسیار خوش آمدید به پست گزارشات، در این پست، من مشاهدات و گزارشات و آپدیت‌هایی را برای شما می‌نویسم، تا شما از آنها اطلاع پیدا کنید. این شکل از نوشته را از وبلاگ <a href="https://asemanam.ir" target="_blank" rel="nofollow">محمدرضا</a> برداشتم که یه چیزی شبیه بازی تاج و تخت درست کرده بود، اما من نامش را عوض کردم. البته بخش گزارشات در ابتدا هم بوده، اما شکل نوشتن آن، قرار نبوده به این شکل باشد، که این نوشته‌ای که اکنون می‌خوانید را از روی شکل نوشتار محمدرضا کپی‌برداری کردم. این وظیفه من بود که ادای احترام کنم که اگر ناخواسته، این گزارشات، شبیه به آن گزارشات شد،‌ خدایی نکرده، کدورتی پیش نیاید.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/32/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		<category>وبلاگ‌نوشته‌ها</category>
		<category>گزارش‌ها و اطلاعات</category>
	</item>
	<item>
		<title>چرا اینترنت مهم است؟</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/23</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/23</guid>
		<pubDate>Sun, 12 Apr 2026 14:10:33 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سلام.
صحبت در مورد این موضوعات، واقعا صحبت بدیهیات است. مانند این که بگویی، خوردن آب برای زنده ماندن بسیار مهم است، نفس کشیدن برای زنده ماندن بسیار حیاتی و مهم است. اما برای آنهایی که همین بدیهیات را نمی‌دانند و گمان می‌کنند هر شخصی هم که این حرف‌ها را می‌زند، دشمن است و باید اعدام شود. مدتی کامنت‌ه...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.</p><p>صحبت در مورد این موضوعات، واقعا صحبت بدیهیات است. مانند این که بگویی، خوردن آب برای زنده ماندن بسیار مهم است، نفس کشیدن برای زنده ماندن بسیار حیاتی و مهم است. اما برای آنهایی که همین بدیهیات را نمی‌دانند و گمان می‌کنند هر شخصی هم که این حرف‌ها را می‌زند، دشمن است و باید اعدام شود. مدتی کامنت‌های این رسانه‌های مبتنی بر وب را می‌خواندم و متوجه شدم که واقعا باید برخی را به گاری ببندند. طرف درخواست کرده بود که هر کسی اینترنت می‌خواهد را اعدام کنند، چون جاسوس اسراییل است، و شخصی در پاسخ کامنت نوشته بود که همه برای درآوردن نان بازو به اینترنت نیاز دارند و مثل شما جیره ندارند. از این دعواهای عجیب و غریب بگذریم، چرا آزاد بودن اینرتنت مهم است. این پست را به ادبیاتی نوشتم که برای تمامی افراد قابل فهم و منطق باشد. لطفا برای مشاهده این نوشته به ادامه مطلب بروید.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/23/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		<category>وبلاگ‌نوشته‌ها</category>
		<category>روزنوشته</category>
	</item>
	<item>
		<title>پراکنده‌های ۲۱ فروردین ۸۵</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/22</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/22</guid>
		<pubDate>Sat, 11 Apr 2026 14:07:00 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سلام و درود بر شما. امیدوارم حالتان خوب باشد و با این وضعیت اینترنت، هنوز امید خودتان را از دست نداده باشید. از شما ممنونم که از پست قبلی من، حمایت کردید. بسیار باعث خوشحالی بود. و صرفا برای یادآوری بود. بسیار از شما ممنونم. می‌خوام پست را اینجا بنویسم، اما به خودم گفتم که مگر ادامه مطلب را از تو گر...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام و درود بر شما. امیدوارم حالتان خوب باشد و با این وضعیت اینترنت، هنوز امید خودتان را از دست نداده باشید. از شما ممنونم که از پست قبلی من، حمایت کردید. بسیار باعث خوشحالی بود. و صرفا برای یادآوری بود. بسیار از شما ممنونم. می‌خوام پست را اینجا بنویسم، اما به خودم گفتم که مگر ادامه مطلب را از تو گرفته‌اند؟ نگرفته‌اند! پس برای مطالعه این مطلب، به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/22/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>وبلاگ‌نوشته‌ها</category>
		<category>روزنوشته</category>
	</item>
	<item>
		<title>درباره تایید تلفن همراه شما (موقت)</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/21</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/21</guid>
		<pubDate>Thu, 09 Apr 2026 22:08:38 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سلام. 
از من به شما نصحیت، از حالا که شماره‌های موبایلتان را در پنل ثبت و تایید می‌نمایید، حواستان را بسیار بیشتر به :
- پست‌هایی که لایک می‌کنید یا کامنت می‌دهید.
- محتوای کامنتی که ارسال می‌کنید یا پاسخی که ارسال می‌کنید.
- پست‌هایی که می‌نویسید و نظراتی که پاسخ می‌دهید.
جمع کنید و در هنگام ارسال...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام. </p><p>از من به شما نصحیت، از حالا که شماره‌های موبایلتان را در پنل ثبت و تایید می‌نمایید، حواستان را بسیار بیشتر به :</p><p>- پست‌هایی که لایک می‌کنید یا کامنت می‌دهید.</p><p>- محتوای کامنتی که ارسال می‌کنید یا پاسخی که ارسال می‌کنید.</p><p>- پست‌هایی که می‌نویسید و نظراتی که پاسخ می‌دهید.</p><p>جمع کنید و در هنگام ارسال و دریافت این اطلاعات، جانب احتیاط را رعایت کنید! حال تمامی این اطلاعات و فعالیت‌های شما در این سرویس، به شماره موبایل شما متصل می‌شود و شماره موبایل شما به شماره ملی شما متصل می‌شود و شماره ملی شما، به آدرس و هرچیزی که فکرش را بکنید( حتی نمره انضباط کلاس پنجم ابتدایی تون و تعداد باری که توی آیین نامه رانندگی رد شدید ) متصل است. صرفا این یک توصیه امنیتی است، که اگر این سرویس، هک یا هرچیزی شد، بدانید که حال وقتی که شماره موبایلتان را در این سیستم ثبت کرده‌اید، <span style="color:hsl(0,88%,41%);"><strong>این شماره، مستقیما به شما اشاره می‌کند!</strong></span> حواستان را بیشتر جمع کنید. اگر پست هندونه‌ای لایک کنید و هکر اینجا را هک کند، می‌داند که شما، هندوانه دوست دارید :)</p><p>نکته مهم: این صرفا یک یادآوری امنیتی است و نیازی به نگرانی یا ترس نیست. ما در ایران زندگی می‌کنیم و هر سرویسی موظف است که اطلاعات کاربران خود را جمع آوری کند و اگر این کار را نکند، مشکلات جدی برایش به وجود می‌آید. پس این مساله اصلا تقصیر سرویس بلاگیکس نیست. و این یادآوری برای این است که حواسمان را بیشتر جمع کنیم.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/21/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>11</slash:comments>
		<category>وبلاگ‌نوشته‌ها</category>
		<category>روزنوشته</category>
	</item>
	<item>
		<title>ارتباط با هاتف</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/20</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/20</guid>
		<pubDate>Thu, 09 Apr 2026 02:41:27 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[بزودی]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://dl.blogix.ir/20260418133834886481.webp" alt="" /></p><p>بزودی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/20/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<media:content medium="image" url="https://dl.blogix.ir/20260418133834886481.webp" type="image/webp" />
		<enclosure url="https://dl.blogix.ir/20260418133834886481.webp" length="0" type="image/webp" />
	</item>
	<item>
		<title>درباره هاتف</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/19</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/19</guid>
		<pubDate>Thu, 09 Apr 2026 02:36:57 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[می‌توانید در مورد من بدانید. برای مطالعه بر روی عنوان یا ادامه مطلب کلیک کنید
 ]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>می‌توانید در مورد من بدانید. برای مطالعه بر روی عنوان یا ادامه مطلب کلیک کنید</p><p> </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/19/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>مانیفست هاتف</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/18</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/18</guid>
		<pubDate>Thu, 09 Apr 2026 02:21:08 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[در این صفحه می‌توانید مانیفست و بیانیه‌های من را ببینید. برای مشاهده، روی عنوان یا ادامه مطلب کلیک کنید]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در این صفحه می‌توانید مانیفست و بیانیه‌های من را ببینید. برای مشاهده، روی عنوان یا ادامه مطلب کلیک کنید</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/18/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>لینک‌های مهم هاتف</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/17</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/17</guid>
		<pubDate>Thu, 09 Apr 2026 02:09:13 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[با کلیک بر روی عنوان، یا ادامه مطلب، لینک‌های من را مشاهده کنید]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با کلیک بر روی عنوان، یا ادامه مطلب، لینک‌های من را مشاهده کنید</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/17/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>تاریخچه هاتف</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/16</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/16</guid>
		<pubDate>Thu, 09 Apr 2026 02:07:14 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[در این بخش، می‌تونی کارهایی که کردم را بخوانی و یک تاریخ از من را مطالعه کنی. (بدون سانسور!)
برای مطالعه، روی عنوان یا ادامه مطلب، کلیک کن]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در این بخش، می‌تونی کارهایی که کردم را بخوانی و یک تاریخ از من را مطالعه کنی. (<span style="color:hsl(0,84%,31%);"><strong>بدون سانسور!</strong></span>)</p><p>برای مطالعه، روی عنوان یا ادامه مطلب، کلیک کن</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/16/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>درباره هاتف بیشتر بخوان</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/15</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/15</guid>
		<pubDate>Thu, 09 Apr 2026 02:06:18 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[لینک پست‌های بیشتری که]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>لینک پست‌های بیشتری که</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/15/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>حمایت مالی و معنوی از هاتف</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/14</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/14</guid>
		<pubDate>Thu, 09 Apr 2026 00:28:12 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[شما می‌توانید از طریق لینک‌های زیر، از هاتف حمایت مالی و معنوی کنید:
بزودی | ریمیت | کافه بده | کافیته | فالو کردن در شبکه‌های اجتماعی
یا می‌توانید از طریق، بخش‌های زیر، با خریدن خوراکی‌های زیر برای هاتف، به او انرژی بدهید. خیلی دوست داشتنی هستید.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;">شما می‌توانید از طریق لینک‌های زیر، از هاتف حمایت مالی و معنوی کنید:</p><p style="text-align:center;"><span style="color:hsl(230,89%,45%);"><strong>بزودی </strong></span><strong>| </strong><a href="https://reymit.ir/ihatef" target="_blank" rel="nofollow"><span style="color:hsl(340, 73%, 48%);"><strong>ریمیت</strong></span></a><span style="color:hsl(30,100%,44%);"><strong> </strong></span><strong>| </strong><a href="https://www.coffeebede.com/hatef" target="_blank" rel="nofollow"><span style="color:hsl(16,34%,36%);"><strong>کافه بده</strong></span></a><strong> | </strong><a href="https://www.coffeete.ir/hatef" target="_blank" rel="nofollow"><span style="color:hsl(44,88%,33%);"><strong>کافیته</strong></span></a> | <strong>فالو کردن در شبکه‌های اجتماعی</strong></p><p style="text-align:center;">یا می‌توانید از طریق، بخش‌های زیر، با خریدن خوراکی‌های زیر برای هاتف، به او انرژی بدهید. خیلی دوست داشتنی هستید.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/14/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>🧡حمایت مالی و معنوی 🧡</category>
	</item>
	<item>
		<title>برای هاتف چای بخر</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/13</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/13</guid>
		<pubDate>Wed, 08 Apr 2026 17:54:03 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[با کلیک بر روی عنوان یا ادامه مطلب، می‌تونی به هاتف چایی بدی! من چایی خیلی دوست دارم!]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://dl.blogix.ir/20260418123523597572.webp" alt="" /></p><p>با کلیک بر روی عنوان یا ادامه مطلب، می‌تونی به هاتف چایی بدی! من چایی خیلی دوست دارم!</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/13/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<media:content medium="image" url="https://dl.blogix.ir/20260418123523597572.webp" type="image/webp" />
		<enclosure url="https://dl.blogix.ir/20260418123523597572.webp" length="0" type="image/webp" />
		<category>🧡حمایت مالی و معنوی 🧡</category>
	</item>
	<item>
		<title>به من قهوه بده</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/12</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/12</guid>
		<pubDate>Wed, 08 Apr 2026 17:53:32 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[به علاوه سایت کافیته، می‌تونی از این صفحه هم برای من قهوه بدی. روی عنوان یا ادامه مطلب کلیک کن]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://dl.blogix.ir/20260418123625390497.webp" alt="" /></p><p>به علاوه سایت کافیته، می‌تونی از این صفحه هم برای من قهوه بدی. روی عنوان یا ادامه مطلب کلیک کن</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/12/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<media:content medium="image" url="https://dl.blogix.ir/20260418123625390497.webp" type="image/webp" />
		<enclosure url="https://dl.blogix.ir/20260418123625390497.webp" length="0" type="image/webp" />
		<category>🧡حمایت مالی و معنوی 🧡</category>
	</item>
	<item>
		<title>خرید سیگار برای هاتف</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/11</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/11</guid>
		<pubDate>Wed, 08 Apr 2026 17:00:03 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[اینو برای فان گذاشتم، برای خرید سیگار روی عنوان یا ادامه مطلب کلیک کنید. سیگار من رو بوست می‌کنه که شب‌ها بیدار بمونم و پروژه‌ها رو سریع‌تر تموم کنم .]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://dl.blogix.ir/20260418123639168308.webp" alt="" /></p><p>اینو برای فان گذاشتم، برای خرید سیگار روی عنوان یا ادامه مطلب کلیک کنید. سیگار من رو بوست می‌کنه که شب‌ها بیدار بمونم و پروژه‌ها رو سریع‌تر تموم کنم .</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/11/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<media:content medium="image" url="https://dl.blogix.ir/20260418123639168308.webp" type="image/webp" />
		<enclosure url="https://dl.blogix.ir/20260418123639168308.webp" length="0" type="image/webp" />
		<category>🧡حمایت مالی و معنوی 🧡</category>
	</item>
	<item>
		<title>خرید کیک برای هاتف</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/10</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/10</guid>
		<pubDate>Wed, 08 Apr 2026 16:59:34 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[برای هاتف کیک بخر، کافیه روی عنوان یا ادامه مطلب کلیک کنی]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://dl.blogix.ir/20260418123648238606.webp" alt="" /></p><p>برای هاتف کیک بخر، کافیه روی عنوان یا ادامه مطلب کلیک کنی</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/10/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<media:content medium="image" url="https://dl.blogix.ir/20260418123648238606.webp" type="image/webp" />
		<enclosure url="https://dl.blogix.ir/20260418123648238606.webp" length="0" type="image/webp" />
		<category>🧡حمایت مالی و معنوی 🧡</category>
	</item>
	<item>
		<title>برای هاتف کتاب بخر</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/9</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/9</guid>
		<pubDate>Wed, 08 Apr 2026 16:58:33 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[برای خریدن کتاب و هدیه آن به هاتف، روی عنوان یا ادامه مطلب کلیک کنید]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://dl.blogix.ir/20260418123702787428.webp" alt="" /></p><p>برای خریدن کتاب و هدیه آن به هاتف، روی عنوان یا ادامه مطلب کلیک کنید</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/9/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<media:content medium="image" url="https://dl.blogix.ir/20260418123702787428.webp" type="image/webp" />
		<enclosure url="https://dl.blogix.ir/20260418123702787428.webp" length="0" type="image/webp" />
		<category>🧡حمایت مالی و معنوی 🧡</category>
	</item>
	<item>
		<title>برای هاتف تنقلات بخر</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/8</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/8</guid>
		<pubDate>Wed, 08 Apr 2026 16:45:37 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[برای خرید تنقلات، کافیست روی عنوان یا ادامه مطلب کلیک کنی عزیزم.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://dl.blogix.ir/20260418123540645686.webp" alt="" /></p><p>برای خرید تنقلات، کافیست روی عنوان یا ادامه مطلب کلیک کنی عزیزم.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/8/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<media:content medium="image" url="https://dl.blogix.ir/20260418123540645686.webp" type="image/webp" />
		<enclosure url="https://dl.blogix.ir/20260418123540645686.webp" length="0" type="image/webp" />
		<category>🧡حمایت مالی و معنوی 🧡</category>
	</item>
	<item>
		<title>برای هاتف پیتزا بخر</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/7</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/7</guid>
		<pubDate>Wed, 08 Apr 2026 16:44:58 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[برای خرید پیتزا برای من، روی عنوان یا ادامه مطلب کلیک کن.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://dl.blogix.ir/20260418123550654091.webp" alt="" /></p><p>برای خرید پیتزا برای من، روی عنوان یا ادامه مطلب کلیک کن.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/7/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<media:content medium="image" url="https://dl.blogix.ir/20260418123550654091.webp" type="image/webp" />
		<enclosure url="https://dl.blogix.ir/20260418123550654091.webp" length="0" type="image/webp" />
		<category>🧡حمایت مالی و معنوی 🧡</category>
	</item>
	<item>
		<title>حمایت کامل از وبلاگ هاتف</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/6</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/6</guid>
		<pubDate>Wed, 08 Apr 2026 16:44:05 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[بر روی عنوان یا ادامه مطلب کلیک کنید]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://dl.blogix.ir/20260418123558422446.webp" alt="" /></p><p>بر روی عنوان یا ادامه مطلب کلیک کنید</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/6/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<media:content medium="image" url="https://dl.blogix.ir/20260418123558422446.webp" type="image/webp" />
		<enclosure url="https://dl.blogix.ir/20260418123558422446.webp" length="0" type="image/webp" />
		<category>🧡حمایت مالی و معنوی 🧡</category>
	</item>
	<item>
		<title>بد و بدتر می‌شوم ..</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/5</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/5</guid>
		<pubDate>Wed, 08 Apr 2026 00:08:01 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[درود بر شما، بزرگواران گرامی،
می‌خواستم در مورد یک مساله فامیلی، و خانوادگی صحبت کنم. دردلی کنم. و بگویم که چطور از برخی انسان‌ها، متنفرم. و دوست دارم که نبینمشان! و موضع رسمی خودم را بگویم. یکی از چیزهایی که از وبلاگ بسیار دوست دارم، همین غیبت‌ کردن‌ها و درد دل‌هاست. و اعلام نفرت کردن‌هاست. اما فعل...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درود بر شما، بزرگواران گرامی،</p><p>می‌خواستم در مورد یک مساله فامیلی، و خانوادگی صحبت کنم. دردلی کنم. و بگویم که چطور از برخی انسان‌ها، متنفرم. و دوست دارم که نبینمشان! و موضع رسمی خودم را بگویم. یکی از چیزهایی که از وبلاگ بسیار دوست دارم، همین غیبت‌ کردن‌ها و درد دل‌هاست. و اعلام نفرت کردن‌هاست. اما فعلا درگیر خودسانسوری هستم. با وجود اینکه وبلاگی دارم که به صورت ناشناس در آن می‌نویسم، اما هنوز آمادگی این را پیدا نکردم که با نام اصلی، این صحبت‌ها را بکنم. اما می‌دانم که بلاخره روزی می‌رسد، که من می‌توانم، آنقدر آزاد، در مورد این موضوع صحبت کنم و بگویم که من با چه انسان‌های رذلی، در ارتباط بوده‌ام و باعث آزار و اذیتم شده است. شاید هم یک پایگاه داده درست کنم از علل اینکه چرا ما از عمه، عمو، دایی، خاله، پسرخاله و دخترخاله و پسر عمه و دختر عمه و پسر دایی و دختر دایی و پسر عمو و دختر عمو ( به انگلیسی ایمان آوردم )، و خواهر و برادر و پدر و مادر و عروس و داماد و نوه و پدر بزرگ و مادربزرگ و.. متنفریم. و بعد یک بیگ‌دیتا بسازم و درنهایت بفهمیم که کدام اخلاق مزخرف فامیل است که همه بدشان می‌آید. بگذریم.</p><p>از مهلتی که آقای ترامپ وعده کرده، چندین ساعت مانده، و تنها چیزی که هست، این است که امیدوارم که آنطور که تهدید کرده نباشد. واقعا دلم گرفته است. امیدوارم که این هم به خیر بگذرد. امیدوارم که روز بدی نباشد. اما اگر شد، از شما می‌خواهم که حلال کنید و قوی بمانید. محکم بمانید. امید داشته باشید. قوی باشید.</p><p>و در نهایت، عرض کنم که منوی دیگری به وبلاگ اضافه شده است که در آن می‌توانید، نسخه شبانه (Dark Mode) وبلاگ را ببینید و میان نسخه عادی و نسخه شبانه حرکت (Toggle) کنید. دیگر دکمه‌ها هم به ترتیب : <span style="color:hsl(242,77%,45%);"><strong>برام کافه بخر، حمایت انرژی، نوشته‌های ویژه، کمپین‌ها و فعالیت‌ها، تماس با هاتف، حمایت مالی، بخش‌های ویژه وب‌سایت هاتف،</strong></span> نیز در این منوی دوم، قرار داده شده، که هنوز فعال نشده است و بزودی و مرحله به مرحله، فعال خواهد شد و شما می‌توانید از آن استفاده کنید. و بعد اگر عمری بود و زنده بودیم، برای شما می‌نویسم، که اگر هستم و اگر می‌نویسم، به خاطر شما و برای شماست. شما برای بنده بسیار محترم هستید و اگر نباشید، دلیل بر نوشتن من هم نیست و اگر من هستم و می‌نویسم، به لطف حضور شماست و اینکه بزرگواری می‌کنید و این سیاهه‌ها را مطالعه می‌کنید. بسیار ارادتمندم، و لطفا لطفا، بسیار مواظب خودتان باشید و حدالمقدور، از مکان‌های حساس که ممکن است جان شما را به خطر بیاندازد، فاصله بگیرید.نمی‌خواستم پستی بنویسم اما، دوست داشتم عرض ادبی کرده باشم.</p><p> به امید روزهای قشنگ.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/5/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>وبلاگ‌نوشته‌ها</category>
		<category>روزنوشته</category>
	</item>
	<item>
		<title>لیست حامیان گرامی</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/4</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/4</guid>
		<pubDate>Wed, 08 Apr 2026 00:08:00 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[برای مشاهده لیست، روی عنوان یا ادامه مطلب کلیک کنید]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://dl.blogix.ir/20260418124306156861.webp" alt="" /></p><p>برای مشاهده لیست، روی عنوان یا ادامه مطلب کلیک کنید</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/4/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<media:content medium="image" url="https://dl.blogix.ir/20260418124306156861.webp" type="image/webp" />
		<enclosure url="https://dl.blogix.ir/20260418124306156861.webp" length="0" type="image/webp" />
		<category>🧡حمایت مالی و معنوی 🧡</category>
	</item>
	<item>
		<title>افسردگی درون افسردگی؟</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/3</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/3</guid>
		<pubDate>Tue, 07 Apr 2026 04:27:52 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سلام،
نوشتن، دوست داشتنی‌ترین کار دنیا، برای من. کسی که شوق پرواز دارد و عاشق پرواز کردن است. اما نه بال دارد و نه خلبانی بلد است. ادای پرواز در می‌آورد. مانند من که ادای نوشتن را. بافتن ناشیانه حروف برای ساخت کلمات و جملات، به امید اینکه خودم، برای خودم ذوق کنم. و بگویم که تو یک وبلاگ‌نویس خوبی هست...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام،<br>نوشتن، دوست داشتنی‌ترین کار دنیا، برای من. کسی که شوق پرواز دارد و عاشق پرواز کردن است. اما نه بال دارد و نه خلبانی بلد است. ادای پرواز در می‌آورد. مانند من که ادای نوشتن را. بافتن ناشیانه حروف برای ساخت کلمات و جملات، به امید اینکه خودم، برای خودم ذوق کنم. و بگویم که تو یک وبلاگ‌نویس خوبی هستی. ادای نوشتن وبلاگ خوب را دربیاورم. اینها شکست نفسی نیست. باورهای قلبی وبلاگ‌نویسی است که آنقدر خسته شده، و می‌داند در کجای این راه ایستاده. جایی که شاید باید بازنشسته می‌شد، اما گفت نه! من ادامه می‌دهم و با این کار خواهم مرد. چون من، هنوز امیدوارم، و هنوز ایستادم.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/3/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		<category>وبلاگ‌نوشته‌ها</category>
		<category>روزنوشته</category>
	</item>
	<item>
		<title>سرآغاز</title>
		<link>https://hatefnotes.ir/post/1</link>
		<guid isPermaLink="true">https://hatefnotes.ir/post/1</guid>
		<pubDate>Mon, 06 Apr 2026 20:33:19 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سلام،
درست مانند سایت بیان، که اکنون دیگر نیست، اولین مطلبم را با یاد این وب‌سایت، می‌نویسم. وب‌سایتی که سرویس وبلاگ‌نویسی بود و به آن تعلق خاطری نداشتم. اما به واسطه حرفه‌ای بودن اولین پست اتوماتیک، اولین نوشته‌ام را با همین عنوان، منتشر می‌کنم. سرویسی که برای مخاطبین خود، حداقل احترام را قائل نبود...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام،<br>درست مانند سایت بیان، که اکنون دیگر نیست، اولین مطلبم را با یاد این وب‌سایت، می‌نویسم. وب‌سایتی که سرویس وبلاگ‌نویسی بود و به آن تعلق خاطری نداشتم. اما به واسطه حرفه‌ای بودن اولین پست اتوماتیک، اولین نوشته‌ام را با همین عنوان، منتشر می‌کنم. سرویسی که برای مخاطبین خود، حداقل احترام را قائل نبود و ناگهان، سرورهایش را بی‌رحمانه خاموش کرد. البته از آقای غدیری بیش از این انتظار نمی‌رفت. چیزی که برایم جالب است، این است که برخی شیپور را از سمت گشادش می‌زنند! و حالا من، از ابتدا، آغاز می‌کنم.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://hatefnotes.ir/post/1/comment</comments>
		<dc:creator>هاتف</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<category>وبلاگ‌نوشته‌ها</category>
		<category>روزنوشته</category>
	</item>
</channel>
</rss>