× بستن
◼️◼️منوی اصلی
◼️◼️هاتف

◼️◼️پیوندها

.
× بستن

◼️◼️ فعالیت‌ها
◼️◼️ دسته‌بندی نوشته‌ها
.
× بستن

◼️◼️ کارها و پروژه‌ها
◼️◼️لینک‌های مهم
◼️◼️بزودی
.
× بستن

◼️◼️ بزودی
.
× بستن

◼️◼️بزودی
.
× بستن

◼️◼️ ادامه منو
◼️◼️ دوستان
.


وبـــــلاگ هاتف

نوشته‌های یک وبلاگ‌نویس کهنه‌کار

پراکنده ۲۷ اردیبهشت ۸۵

سلام

  XXXXX   | دیدید گفتم؟

همانطور که در این پست گفته بودم، باز کردن اینترنت، نیازی به ایجاد ستاد و کارگروه و مجمع و شورا ندارد! اولین جلسه همین شورای پیزوری برگزار شد برای حل مساله اینترنت و گیت‌هاب، پس از پایان این جلسه فیلتر شد! یعنی آقایان ( که حیف این کلمه برای همچین موجوداتی )، جلسه گذاشتن برای باز کردن اینترنت و نتیجه شد بسته شدن گیت‌هاب! و بعد آقایی که گردنش را پای وعده‌هایش میداد و وعده داده بود که اینترنت را قطع نمی‌کند، و نمی‌دانم چرا هنوز به گردنش چیزی نشده، با وقاحت تمام، در همان توییتری که برای همه بسته است، روز ارتباطات را تبریک گفته! یعنی از این موجودات، وقاحت کم می‌آورد! این خود آپارتاید است! خفه شدن که بحمدلله بلد هستید! خفه شوید! از حل کردن مشکلات مردم، فقط حرافی و توییت کردن را بلدید!‌ درآمدها نابود شد، شغل‌ها نابود شد و امیدوارم به زودی، شما نیز نابود شوید! همانطور که در این پست عرض کردم، اینطور نمی‌ماند و این شرایط قطع بودن اینترنت، حالا حالا‌ها ادامه دارد. وقیح‌تر و بی‌وجودتر و بی‌شرف تر از اصلاح‌طلبان، در کره زمین خلق نشده است! 

  XXXXX   | اینترنت، حق مردم است!

اینترنت، حق مردم است. تمام کسانی که در این فاجعه دست دارید و دست بر گلوی مردم انداختید، جوابش را خواهید گرفت. دوستی دارم که صاحب‌خانه‌اش داره بیرونش میکنه و آقا دو ماه هست که هیچ درآمدی ندارد و اجاره نداده! اندک درآمدش هم داره خرج خورد و خوراک و هزینه‌های زنده موندن میشه. در جایی که شما یه شیر و بیسکوییت رو می‌خری ۴۵۰ هزار تومان! اینترنت را بستید و در توییتر زوزه می‌کشید؟ می‌خواستم بگویم کفتار، ممکن است کفتارها ناراحت شوند! چون توهینی بزرگتر از این، به این حیوان بیچاره نیست! اینترنت حق مردم است. دست از گلوی مردم بردارید، وگرنه، جواب سختی در انتظارتان خواهد بود. این ظلم بزرگی است و خداوند در برابر ظلم، ساکت نمی‌نشیند! از خداوند و عذابش، بترسید.

  XXXXX   | پیتزایی که صرف کار خیر شد

دوست بسیار عزیزی، از طریق این صفحه، برایم پیتزا خرید. آمدم که بروم و یک پیتزا بخرم، ناگهان تلفنم زنگ خورد و موسسه خیریه‌ای که به من زنگ می‌زند و ماه پیش به دلیل شرایط و مشکلات مالی، نتوانسته بودم کمکش کنم، ازم خواست کمک کنم.. گفتم خدایا، به خودم یک پیتزا بدهکار می‌شوم اما این کار خیر را باید بکنم. من همین چند روز پیش حسرت کشیدم. حالا وقتش شده. و سپس بخشی از پول پیتزا را به حساب این موسسه خیریه که خیلی هم معتبر است، واریز کردم. من برایم، کار خیر کردن، یعنی ۱۰۰۰۰ تا پیتزا خوردم، و از این دوست عزیزم خیلی ممنونم که بانی این حال خوبم شد. اگر این حمایت مالی انجام نمی‌شد‌، دوباره شرمنده این موسسه بودم و نداشتم که به این موسسه خیریه کمک کنم. گفتند که دختری را دارند عمل می‌کنند و هر چقدر می‌توانم واریز کنم. من هم به حدی توانستم واریز کنم تا خرید پیتزا عملا کنسل شود. اما این خوشمزه‌ترین، لذیذ ترین، درجه یک ترین پیتزایی بود که نخوردم! آنقدر حالم خوب شد که حد و حساب ندارد. پیشنهاد می‌کنم، شما هم اگر شرایط مالی‌اش را هم دارید، حتی مبالغ کم! به خیریه‌های تایید شده و  درست و حسابی کمک کنید. خیلی حالم از این اتفاق خوب شد که از دوست خوبم بابت این بزرگواریش ممنونم.

  XXXXX   | نوشتم و نوشتم، به وبلاگم رسیدم!

هنوز در حال نوشتن هستم، اما آن چیزی که از این وبلاگ و خودم انتظار دارم، هنوز به صورت رسمی آغاز نکردم. می‌خواستم چیزهای خوبی بنویسم ولی به لطف این شرایط سخت، هنوز میسر نشده. پادکستی را چند روز پیش ضبط کردم که برای شما گرامیان اینجا قرار دهم اما، هنوز انرژی میکس کردن آن پیدا نشده است . اما توی این بخش می‌خوام به خودم و همچنین شما عزیزان دلم، بگویم و قول بدهم، که می‌خواهم وبلاگم را به صورت رسمی، شروع کنم! آنطوری که انتظار دارم. آنطوری که وبلاگم باید می‌شد و باید باشد. کمی به کنترل خشم نیاز است و در نوشتن پست‌ها، باید کمی نرم‌تر بنویسم. می‌خواهم موضوعات مختلفی را پوشش بدهم و از این پس، این وبلاگ، آنطوری که باید باشد، خواهد شد. درحال مطالعه یک کتاب هستم. دو دوره ثبت نام کردم که اواخر دوره شده و باید برای آزمون‌هایش و اخذ مدرکش تلاش کنم. همین وقتم را حسابی گرفته است. اما هستیم درکنار شما و بزودی، محتوای عالی برای شما عزیزان منتشر خواهم کرد. حالا که اینترنت قطع است، ما دست به کار شویم و به یک دردی بخوریم..

-- پایان